تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 870

مساهمون:

ص٨٧٠
گفته كه « و هذا القول مروى عن على بن ابى طالب و جماعة من المفسرين » اين افترائيست ظاهر و كذبيست با هر چه هر گاه در حديث اهل بيت عليهم السلام « صدق به » امير المؤمنين عليه السّلام باشد معنى ندارد كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام تفسير «
وَ صَدَّقَ بِهِ
» را بابو بكر كند حاشاه عن ذلك بل كذب به و ايضا فخر رازى بواسطهء تأييد اين تفسير گفته كه چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در صغر سن تصديق حضرت رسالت‌پناه صلى اللَّه عليه و آله نموده و ابو بكر در وقتى كه كبير السن و ذى شوكت بود تصديق آن حضرت كرده پس تصديق او باعث مزيد قوت حضرت رسالت‌پناه صلى اللَّه عليه و آله گرديد بخلاف تصديق على بن ابى طالب عليه السّلام بنا برين اولى اينست كه مراد از « و صدق » ابو بكر باشد نه امير المؤمنين عليه السّلام مخفى نماند كه تصديق حضرت امير عليه السّلام در صغر سن از مفتريات عامه است و قطع نظر از اين ، مراد تصديق حضرت امير المؤمنين عليه السلام در جميع اوقاتست مر جميع احكام الهى را و مزيد شوكت اسلام و قوت دين مبين احمدى صلوات اللَّه عليه و آله از تصديق امير المؤمنين و از قتل و كوشش او مر مشركان و منافقان را بر همگنان اظهر من الشمس است و اگر محض تصديق ابو بكر باعث قوت اسلام مىبود بايستى كه در به دو حال بمحض آن تصديق جمعى كثير بدين حق محمدى در آيند با آنكه بعد از محاربهء بسيار و ضرب ذو الفقار حيدر كرار غير فرار اين معنى بحيز ظهور رسيد و از ابو بكر كه در غزوات جز جبن و بد دلى چيزى ديگر ظاهر نشده باشد بيقين تصديق او مانند شجرهء خلاف بىثمر خواهد بود و از تضاعيف كلام معلوم شد كه بعضى از مفسرين بمحض جهل و عناد برين رفته‌اند كه و « صدق به » ابو بكر است ولى با وجود اين آنچه سيد فاضل قاضى نور اللَّه شوشترى در كتاب احقاق الحق گفته كه « اما نزول ذلك فى شأن ابى بكر فهو شىء مما تفرد به فخر الدين الرازى ملاحظة مناسبة التصديق المذكور فى الآية لما وضع اولياء ابى بكر من لقب الصديق عليه » خلاف واقعست زيرا كه معلوم گرديد كه فخر الدين به آن متفرد نيست آرى مىشود كه ملاحظهء مناسبت تصديق مذكور در اين