تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
قالَ
گفت
فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ
چه چيز تو را بر اين داشت اى سامرى ، كه اين كار عظيم را مرتكب گشتى ؟
قالَ
گفت سامرى
بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ
بينا شدم و متفطن گشتم به آن چيزى كه بينا نشدند بنى اسرائيل به آن ، كه آن احياء جماد و نبات است به رسيدن سم اسب جبرئيل به آنها
فَقَبَضْتُ قَبْضَةً
پس گرفتم مقدار يك كف ، خاك
مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ
از نشانهء رسول ، يعنى از نشانهء سم اسب او
فَنَبَذْتُها
پس افكندم آن را بگفتهء ابليس در درون عجل و آن زنده شد و بنى اسرائيل آن را سجده كردند و آن را معبود خود دانستند ، حقيقت اين كلام در تفسير على بن ابراهيم اين چنين تفصيل يافته كه حق سبحانه و تعالى بموسى وعده داده بود كه بعد از انقضاء سى روز تورات و الواح بر او نازل گرداند ، موسى اين خبر را ببنى اسرائيل رسانيد ، پس بر سر ميعاد مذكور رفت و برادر خود هارون را در ميان قوم خود جانشين گردانيد و چون مدت سى روز بر سر آمد و موسى نيامد بنى اسرائيل كه خبر ازدياد ده روز نداشتند بر سر طيش آمده قصد قتل هارون كردند و گفتند كه موسى با ما دروغ گفته و ما را بازى داده از پيش ما گريخت ، در اينوقت ابليس شقى را سررشتهء تلبيس به كف آمده به صورت شخصى نزد بنى اسرائيل آمد و گفت : موسى از پيش شما بدر رفته ديگر پيش شما نخواهد آمد پس بايد كه شما زرينه‌اى كه داريد جمع كنيد تا من براى شما معبودى فرا گيرم كه من بعد بپرستش آن مشغول باشيد ، و در روزى كه حق سبحانه و تعالى فرعون و فرعونيان را مستغرق بحر فنا ميگردانيد ، سامرى كه يكى از اخيار اصحاب موسى بود در پيش موسى مىرفت ، شخصى را ديد كه بر ماديانى سوار است و بهر چيز كه سم ماديان او مىرسد آن چيز به حركت آمده حيات بهم مىرساند . دانست كه آن جبرئيل است پس سامرى