ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ
پس بسوى پروردگار شما و جزاى او جل جلاله
مَرْجِعُكُمْ
بازگشت شماست
فَيُنَبِّئُكُمْ
پس خبر دهد شما را پروردگار شما بوسيلهء محاسبه و مجازات
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
به آنچه بوديد كه در دنيا ميكرديد
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
بدرستى كه خداى تعالى داناست به آنچه در سينههاست از نيتها و اسرار مخفيه .
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ
و چون برسد آدمى را ضررى مانند امراض جسمانى و قحط و غلا
دَعا رَبَّهُ
بخواند پروردگار خود را
مُنِيباً إِلَيْهِ
حالكونى كه رجوع كننده است بسوى او و ترككننده است عبادت غير او را زيرا كه درين وقت امرى كه منازع عقل بود در اينكه مبدء كل و صاحب كل اختيار خداى تعالى است زايل و ساقط است
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ
پس چون عطا كند خداى تعالى او را بطريق تفضل نعمتى از نزد خود و رفع آن ضرر ازو نمايد
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ
فراموش كند آن ضررى را كه بود ميخواند خداى تعالى را بسوى آن ضرر يعنى بسوى كشف آن ضرر و رفع آن . و محتملست كه معنى آيه چنين باشد كه : فراموش كند پروردگار خود را كه تضرع ميكرد بسوى او . بنا برين ، يدعو اليه بمعنى : تضرع اليه است
مِنْ قَبْلُ
پيش از رسيدن به اين نعمت . در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آيت :
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ
تا آخر در شأن ابو الفصيل نازل شده زيرا كه او حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله را ساحر ميدانست پس چون بيمار شد ميخواند پروردگار خود را « منيبا اليه » يعنى در حالتى كه توبهكننده بود بسوى او از قول خود كه ميگفت پيغمبر ساحر است و چون از آن بيمارى نجات مييافت و حق تعالى او را عافيت ميبخشيد فراموش مينمود توبه را كه پيش از اين كرده بود كه ديگر پيغمبر را ساحر نداند و نگويد . بنا بر تفسير مشهور مراد از ما كان يدعو ضرر است و بنا برين حديث ، مراد از ما كان يدعو توبه است كه قبل از رسيدن بعافيت كرده بود چنانچه عبارت حديث اينست كه
« ثم اذا خوله نعمة منه يعنى العافية نسى ما كان يدعو من قبل يعنى نسى التوبة الى اللَّه مما كان يقول فى