أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
آيا تكبر كردى بدون استحقاق يا هستى تو از جمله جماعتى كه باستحقاق بلندمرتبهاند ؟ همزه استفهام در استكبرت مقدرست بقرينه :
أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
. مخفى نماند كه متعارف بين القراء تجويز وقف است در بيدى كه تا اول كلام استكبرت باشد اما ابن بابويه در كتاب توحيد گفته كه من در نيشابور از بعضى مشايخ شيعه شنيدم كه ميگفت كه ائمه عليهم السلام درين آيه وقف در لما خلقت ميكردهاند و و بعد از آن ابتدا ميگردند بقول خداى تعالى كه فرموده «
بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
» و گفت ابن بابويه كه اين كلام الهى مثل كلام آن شخص است كه بگويد بشمشير من با من مقاتله ميكنى و به نيزهء من مرا نيزه ميزنى ؟ گويا كه حق سبحانه تعالى در آيه بيدى استكبرت ميفرمايد : كه بسبب نعمت من قوت يافتهاى بر استكبار و عصيان من .
قالَ
گفت ابليس در وجه عدم سجود
أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ
من بهترم از آن مخلوق زيرا كه
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ
آفريدهاى مرا از آتش كه جسم لطيف نورانيست . در سوره اعراف گذشت كه حضرت صادق عليه السلام فرمودند كه :
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ
. از اكاذيب ابليس لعين است
وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
و آفريدهاى او را از گل كه جرم كثيف ظلمانيست و چون مرا استحقاق تفوق بود لهذا سجود نكردم و اين اختيار شق ثانيست از آن دو شق مذكور كه استكبار با عدم استحقاق است يا با استحقاق
قالَ
گفت حق تعالى مر ابليس را كه
فَاخْرُجْ مِنْها
بيرون رو از جنت يا از آسمان يا از صورت ملكيت
فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
زيرا كه تو رانده شدهاى از رحمت
وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
و بدرستى كه بر تو است راندن من تو را از رحمت تا روز قيامت كه روز جزاست . بعضى گفتهاند كه هم رجم بمعنى راندن است و هم لعن بنا برين درين آيه تكرارست . جواب آنكه مراد از اول اصل راندن است و در ثانى دوام و ثبات آن و تكرار وقتى تحقق مييابد كه در ثانى فائدهء زائده بر اول نباشد و ايضا گفتهاند كه كلمهء الى در
إِلى يَوْمِ الدِّينِ
دلالت بر انقطاع لعن مىكند با آنكه در واقع لعن آن لعين انقطاعپذير نيست . جواب آنكه مراد از كلمهء
إِلى يَوْمِ الدِّينِ
ثبات و