ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ
نبود مرا هيچ دانشى
بِالْمَلَإِ الْأَعْلى
بكلام جمعى كه مرتبهء بلند دارند يعنى بكلام ملائكه
إِذْ يَخْتَصِمُونَ
وقتى كه گفت و شنيد ميكردند يعنى قبل از بعثت ، عالم بگفتگوى ملائكه نبودم و اين زمان مخاصمهء ملاء اعلى را بر وجه اتم بيان ميكنم پس در نبوت من اين دليلى است ظاهر و برهانيست باهر على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السلام در ضمن حديث معراج روايت كرده كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله فرمود كه در معراج خطاب به من رسيد كه :
فيم اختصم الملأ الاعلى ؟
گفتم :
سبحانك لا علم لى الا ما علمتنى
يعنى منزهى تو علمى نيست مرا به چيزى مگر آنكه تو تعليم كنى مرا پس حق تعالى يد قدرت خود را در ميان دو كتف من گذاشت چنانچه برودت و اثر آن را در ميان دو پستان خود يافتم . و بعد ازين هر چه از من ميپرسيدند دانا بودم به آن پس حق تعالى گفت اى محمد :
فيم اختصم الملأ الاعلى ؟
گفتم مخاصمهء ايشان در كفارات و در درجات و در حسنات بود و بعد ازين خطاب به من آمد كه زمان نبوت تو بانتها رسيده وصى و جانشين تو كيست ؟ گفتم اى پروردگار من جميع مردم را آزمودم و نديدم در ميان مخلوقات تو اطاعتكنندهتر از على بن ابى طالب مرا پس وحى آمد كه او مرا نيز از همه كس اطاعتكنندهتر است و گفتم اى پروردگار من همه مردم را آزمودم و نديدم در ميان ايشان كسى كه مرا دوستر دارد از على بن ابى طالب . وحى آمد كه او نظر بما نيز اينچنين است پس بشارت ده اى محمد على را به اينكه او علم هدايت است و امام اولياى منست و نور است بر كسى كه اطاعت من كند و كلمهايست كه لازم كردهام قول آن را بر متقين . هر كه او را دوست داشته باشد پس بتحقيق مرا دوست داشته باشد و هر كه او را دشمن دارد پس بتحقيق مرا دشمن