تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
داشته باشد با وجود اين كمالات ، من او را مختص گردانيده‌ام به چيزى كه هيچكس را به آن اختصاص نداده‌ام پس من گفتم « يا رب اخى و صاحبى و وزيرى و وارثى » و در مجمع البيان از حضرت رسالت‌پناه صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه مراد از كفارات در حديث مذكور تمام كردن وضوست در ايام بارده و پياده رفتن است در نماز جماعت و انتظار كشيدن نماز است بعد از نماز ديگر و مراد از درجات اظهار سلام است و اطعام طعام و صلاة بشب وقتى كه همه در خواب باشند . و بروايت كتاب خصال معنى كفارات ثابت براى درجات است با زيادتى و معنى درجات براى كفارات ، به عكس حديث مجمع البيان چنانچه در آن كتاب مسطور است كه « عن النبى صلى اللَّه عليه و آله انه لما سئل فى المعراج فيما اختصم الملأ الاعلى ؟ قال فى الدرجات و الكفارات فنوديت و ما الدرجات ؟ فقلت : اسباغ الوضوء فى السبرات و المشى الى الجماعات و انتظار الصلاة بعد الصلاة و ولايتى و ولاية اهل بيتى حتى الممات » و در حديث ديگر در وصيت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله مر على بن ابى طالب عليه السلام را روايت كرده كه آن حضرت فرمود « يا على ثلاث درجات و ثلاث كفارات - و بعد ازين فرمود - اما الكفارات فافشاء السلام و اطعام الطعام و التهجد بالليل و الناس نيام »
إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ
كلمه ان بمعنى ماء نافيه است و انما بفتح همزه بتقدير لانماست تا دليل وحى باشد يعنى وحى كرده نميشود بسوى من مگر بواسطهء آنكه جز اين نيست كه من بيم‌كننده‌ام آشكارا مر مردم را به عذاب آخرت .
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ
ياد كن اى محمد وقتى را كه گفت پروردگار تو مر فرشتگان را
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ
بدرستى كه من آفريننده‌ام آدم را عليه السلام از گل
فَإِذا سَوَّيْتُهُ
پس چون تمام گردانم خلقت او را
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
و بدمم درو از روح خود و او را به آن روح حيات بخشم . اضافهء روح بذات مقدس خود به جهت اظهار تعظيم و تكريم روح و اشارت بلطافت و تجرد آنست
فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
پس در روى در افتيد مر او را حالكونى كه سجده كنندگان باشيد او را از روى تجليل و