گردانيديم براى او فرزندان او را كه پيش ازين ابتلا بآجال خود مرده بودند
وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
و زنده گردانيديم مانند آن فرزندان را با آنها يعنى حيات بخشيديم فرزندان او را كه در وقت عروض اين بليت فوت شده بودند . در مجمع البيان گفته
« روى عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام ان اللَّه تعالى احيا له اهله الذين ماتوا و هو فى البلية »
و درين باب در سورهء مباركهء انبيا نيز حديثى از آن حضرت مذكور گرديد
رَحْمَةً مِنَّا
اى لرحمتنا عليه يعنى بخشيديم او را بواسطهء رحمت و شفقت ما بر او
وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
و به جهت پند دادن ما صاحبان عقول صافيه را كه تا ملاحظهء اقوال أيوب عليه السّلام و صبر او نموده در بلاها مانند او صبر و شكيبايى نمايند و بمدارج عاليه فايز گردند . از ابن عباس منقولست كه در حين آزار أيوب عليه السّلام شيطان به صورت طبيبى بزوجهء أيوب ملاقات كرد و به او گفت كه من شوهر تو را علاج ميكنم به اين شرط كه بگويد كه من او را شفا دادهام و بجز اين اجرتى از شما نميخواهم و چون زوجهء أيوب اين معنى را بعرض او رسانيد دانست كه اين از وسواس شيطانست و قسم خورد كه بزوجهء خود صد چوب زند و بنا بر محبتى كه أيوب بزوجهء خود داشت و او نيز دقيقهاى از خدمتكارى را فروگذار نكرده بود أيوب از اين قسم غمناك گرديد ، حق تعالى قسم او را باسهل وجهى راست گردانيد و فرمود بايوب كه :
وَ خُذْ بِيَدِكَ
معطوفست بر اركض يعنى بزن پاى خود را به زمين و بگير بدست خود
ضِغْثاً
دستهاى از چوب را كه بعدد صد باشد
فَاضْرِبْ بِهِ
پس بزن زن خود را يك دسته چوب يك بار
وَ لا تَحْنَثْ
و مخالفت قسم خود مكن بعضى گفتهاند وجه قسم أيوب دير آمدن زوجهء او بود نزد او . و على بن ابراهيم در ضمن حديث طولانى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه در زمان مرض أيوب زوجهء او رحمه بنت يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم صلى اللَّه عليهم و عليها نزد مردم ميرفت و از آنها سؤال طعام ميكرد و به جهت أيوب مىآورد روزى از جمعى طعام طلبيد و چون او را گيسوى نيكو بود به او