شد اعتماد را نمىشايد زيرا كه معقول نيست كه نبوت وابسته بخاتمى باشد و جايز نيست كه نبوت را شيطانى از نبى سلب كند و نميشايد كه شيطان متمكن باشد بر اين كه به صورت پيغمبر خدا ظاهر شود و بر سرير او نشيند و در ميان بندگان خدا حكم كند و ايضا حق تعالى شيطان را تسلط بر زنان و جوارى انبياء نميدهد تا آنكه آنها در جواب بنى اسرائيل چنان گفتگو كنند كه درين حديث مذكور است
هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ
. و در تفاسير عامه مضمون حديث على بن ابراهيم عليه الرحمه مذكورست ليكن گفتهاند كه : نفذ حكمه فى كل شىء الا فى نسائه يعنى جارى شد حكم شيطان در همه چيزى مگر در زنان سليمان كه حكم او بر ايشان جارى نبود حق آنست كه اگر اين حديث صحيح باشد بتقيه حمل كنند و بعضى گفتهاند كه مراد از جسد در قول خداى تعالى كه فرموده :
وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً
همين جسد شيطانست كه به صورت سليمان بر بالاى تخت او آمده در ميان عباد حكم كرد و بعد از آنكه سليمان عليه السّلام بملك و سلطنت خداداد فايز گرديد حق سبحانه و تعالى اشارت به آن كرده مىفرمايد كه :
هذا
اين سلطنت و شوكت كه جن و انس و مكونات عالم سفلى همه بفرمان تو باشند
عَطاؤُنا
بخشش ماست به تو كه آن بجبر و قهر بدست كسى نمىآيد
فَامْنُنْ
پس عطا كن از آن بر هر كه خواهى و برو منت نه
أَوْ أَمْسِكْ
يا بازدار آن را از هر كه خواهى
بِغَيْرِ حِسابٍ
حالكونى كه آن اعطا و امساك بىحساب باشد و در قيامت از تو آن را نگيرند . در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه قرائت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام :
فامنن او اعط به غير حساب
است و بنا برين فامنن بمعنى فاقطع خواهد بود چنانچه اسماعيل بن حماد الجوهرى در كتاب صحاح اللغة گفته كه : المن : القطع يعنى پس اگر خواهى منع و قطع عطا كن و اگر خواهى عطا كن به عكس قراءت مشهوره
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى
و بدرستى كه مر سليمان را نزد ما هر آينه قرب مرتبه است
وَ حُسْنَ