فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ
پس بازگشت موسى بعد از اتمام اربعين و اخذ تورات بسوى قوم خود كه هارون را در ميان ايشان قائم مقام خود گردانيده بود
غَضْبانَ أَسِفاً
در حالتى كه شديد الغضب و اندوهگين بود
قالَ
گفت
يا قَوْمِ
اى قوم من
أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ
آيا وعده نداده بود شما را پروردگار شما
وَعْداً حَسَناً
وعدهء نيكويى مقرون بصدق كه در مدت معين تورات بشما دهد و من به جهت اين مطلب بطلب آن رفتم
أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ
آيا دراز شد بر شما زمان مفارقت من و من چهل روز بشما وعده كرده بودم و به همان وعده باز آمدم
أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ
يا اراده كرديد از عبادت عجل اينكه واجب گردد بر شما عقوبتى از جانب پروردگار شما
فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي
پس خلاف كرديد وعدهاى را كه با من كرده بوديد از ثبات قدم بر ايمان و اطاعت هارون تا رجوع من از ميقات .
قالُوا
گفتند عبدهء عجل
ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ
خلاف نكرديم ما وعدهء تو را
بِمَلْكِنا
به قوت و اختيار خود ، و صاحب مجمع البيان گفته كه : ضمير « قالوا » راجع به آن جماعتى است كه عبادت عجل نكردند و ايشان گفتند كه ما وعدهء تو را به اختيار خود خلاف نكرديم زيرا كه ما بايمان خود باقى مانديم و نتوانستيم كه عبدهء عجل را از آن كار بازداريم زيرا كه ايشان جمعى كثير بودند . و در روايت آمده كه آنان كه عبادت عجل نكردند دوازده هزار كس بودند و آنان كه عبادت عجل كردند ششصد هزار مرد بودند و بروايت على بن ابراهيم هفتاد هزار كس بودند ، و ظاهر آن است كه فاعل