او مجدد گردانيدند
فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
پس برخوردارى داديم ايشان را از عمر و لذات عمر تا هنگام معين كه آن وقت انقضاى اجل ايشانست . على بن ابراهيم روايت كرده كه يهوديى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد كه كدام زندانست كه با زندانى خود اقطار ارض را طوف كرده ؟ حضرت فرمود آن ماهى يونس است كه با يونس در بحر قلزم درآمد و از آنجا به بحر مصر داخل شد پس داخل بحر طبرستان گرديد پس بدجلهء عورا درآمد و از آنجا بما بين زمين رفت تا آنكه بقارون رسيد و خداى تعالى فرشتهاى را بر قارون موكل كرده بود كه هر روز او را بر قامت شخصى به زمين فرو برد و چون يونس در بطن ماهى از تسبيح و استغفار نمىآسود قارون صداى تسبيح او را شنيد و به آن فرشته گفت كه ساعتى مرا نگاهدار كه من درين جا آواز بنى آدم ميشنوم بفرشته وحى آمد كه ساعتى توقف كن پس قارون از يونس پرسيد كه تو كيستى ؟ گفت منم يونس بن متى گناهكار خاطى . قارون پرسيد كه چه شد حال موسى بن عمران كه شديد الغضب بوده در راه خداى تعالى ؟ يونس گفت هيهات موسى فوت شد پس قارون گفت چه شد حال هارون بن عمران ؟ يونس گفت او نيز فوت شده و بعد از آن از حال كلثم بنت عمران پرسيد يونس گفت از آل عمران كسى نمانده . قارون گفت : وا اسفا على آل عمران . حق تعالى اين تأسف را از قارون پسنديده حكم بفرشتهء موكل برو كرد كه عذاب دنيا را از او بردار . مخفى نماند كه حق سبحانه و تعالى در باب لوط و يونس مانند انبياء سابق نفرمود كه : و سلام على لوط . و سلام على يونس . محتملست كه اكتفاء كرده باشد به آنچه در آخر سوره ميفرمايد كه :
وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ
. و بعد از ذكر قصص انبياء عليهم السلام رد اعتقاد قريش مىكند كه ملائكه بنات اللّهاند چنانچه على بن ابراهيم گويد كه « قالت قريش ان الملائكة بنات اللَّه فرد عليهم » و فرموده :
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 149 تا 157 ]
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ ( 149 ) أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ ( 150 ) أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ( 151 ) وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( 152 ) أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ ( 153 )
ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ( 154 ) أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 155 ) أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ ( 156 ) فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 157 )