تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
و بدرستى كه يونس بن متى هر آينه از جمله فرستاده شدگان و پيغمبرانست و ياد كن اى محمد
إِذْ أَبَقَ
وقتى را كه بگريخت يونس از ميان قوم خود و بساحل بحر ايله رسيد و پناه آورد
إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ
بسوى كشتى مملو از مردمان و امتعهء ايشان . و چون حضرت يونس عليه السّلام بدون اذن پروردگار عالميان از قوم خود رو گردان شده به طرفى گريخت پس اطلاق اباق بر او كه در اصل لغت بمعنى گريختن بنده است از مولى در غايت استحسان واقع شده و چون يونس در كشتى درآمد و كشتى بميان دريا رسيد حقتعالى ماهى عظيمى را فرستاد تا آن سفينه را نگاه داشت و اصلا حركت نتوانست كرد پس اهل سفينه متفق اللفظ گفتند كه عاصى در ميان كشتى جا گرفته او را به دريا بايد افكند تا كشتى ما بسلامت رود چنانچه عادت اهل آن زمان بود
فَساهَمَ
پس قرعه انداختند كه تا آن گناه‌كار را بشناسند و او را به دريا اندازند و از توقف در ميان دريا خلاص شوند
فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ
لفظ كان در اينجا بمعنى صار است يعنى پس گشت يونس از جمله مغلوبين بواسطهء برآمدن قرعه بنام او . در عيون اخبار الرضا مرويست كه سه نوبت قرعه انداختند و در هر سه مرتبه بنام يونس برآمد پس يونس بر بالاى كشتى برآمده ماهى را ديد كه دهن خود باز كرده از غايت دهشت خود را به دريا انداخت . و على بن ابراهيم روايت كرده كه اهل كشتى او را به دريا انداختند .
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ
پس فرو برد او را آن ماهى و به حكم الهى او را در بطن خود جاى داد
وَ هُوَ مُلِيمٌ
در حالتى كه او به جهت ارتكاب خلاف اولى مستحق ملامت شده بود و يونس با آنكه گرفتار بطن ماهى بود ساعتى از تسبيح و تهليل نمىآسود و ميگفت :