تركيب كرده مجموع را نام آن شهر گذاشتند و بعلبك گفتند
وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ
و واميگذاريد و عبادت نميكنيد نيكوترين آفرينندگان را ؟ گفتهاند كه چون دع و ذر بيك معنى آمدهاند اگر حق تعالى بدل « و تذرون ، و تدعون » بفتح دال مىفرمود بحسب ظاهر مجانس أ تدعون به سكون دال مىشود و كلام به جهت ايراد متجانسين حسن بهم ميرسانيد و اقرب بفصاحت ميبود پس بچه وجه حقتعالى اختيار تذرون و تدعون كردند ؟ صاحب صراح گويد كه من از شخصى كه او را نصيبى عام و نصابى تمام در علم عربيت بود شنيدم كه گفت اگر چه دع و ذر هر دو بيك معنى آمدهاند اما تفاوت در اينست كه دع امر است مر مخاطب را به ترك چيزى كه هنوز علم به آن نرسانيده باشد و ذر امر است به ترك آن بعد از تحصيل علم به آن و چون بتپرستان از روى استكبار و استنكار بعد از علم بربوبيت خداى تعالى اتخاذ اصنام و ترك عبادت حق تعالى كردند بنا برين حق تعالى اختيار تذرون بر تدعون كرد . و بعد ازين قول كلام فخر رازى را مؤيد اين سخن آورده با آنكه در تفسير او ديده نشد و ذكر احسن الخالقين اشارت بر اينست كه هر گاه خداى تعالى بهترين آفرينندگان باشد عبادت اين چنين خدايى را گذاشتن و عبادت غيرى كردن ناموجه و نهايت سفاهت است
اللَّهَ رَبَّكُمْ
بدل احسن الخالقين است و تقدير كلام چنين است كه : و تذرون اللَّه ربكم يعنى و وامگذاريد ذات كامل الصفاتى را كه پروردگار شماست
وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
و پروردگار پدران پيشين را
فَكَذَّبُوهُ
پس تكذيب كردند قوم الياس او را
فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
پس بدرستى كه اين قوم هر آينه حاضر شدگانند براى عذاب
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
ليكن بندگان خالص گردانيده شده كه حق تعالى ايشان را براى دين مبين خود خالص گردانيده و برگزيده نجات يافته شدهاند از عذاب
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
و باقى گذاشتيم برو ذكر جميل را در ميان گروهى كه بعد از او خواهند آمد و آن ذكر جميل اينست كه در شأن او گويند
سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ