تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
لِمِثْلِ هذا
از براى مثل اين فوز و ثواب
فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ
پس بايد كه عمل كنند عمل كنندگان در دار تكليف نه از براى حظوظ دنيويه و مستلذات نفسانيه كه تا به اين مطلب عظمى فايز گردند . و بعد ازين حق تعالى بواسطهء تنبيه بندگان كه تا مرتكب شرك و عصيانى نگردند ميفرمايد كه :
أَ ذلِكَ خَيْرٌ
آيا آنچه مذكور شد از انواع نعم جاودانى كه براى نيكوكاران مهياست بهتر است
نُزُلًا
از روى پيشكش
أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ
يا درخت زقوم كه ميوهء آن آماده از براى نزل و پيشكش عاصيانست ؟ لفظ نزل دلالت دارد بر آنكه آنچه مذكور شد از نعمتها براى اهل بهشت مانند نزل و پيشكش است و ايشان را ما وراى آن نعمتها باشد كه فهمها از ادراك آن قاصرند و همچنين است حال اهل نار
إِنَّا جَعَلْناها
بدرستى كه ما گردانيديم اين درخت زقوم را
فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ
محنتى و عذابى براى ستمكاران و يا ابتلايى براى ايشان زيرا كه چون كفار در دنيا بشنوند كه در دوزخ درخت مىباشد انكار آن كنند و گويند كه آتش درخت را ميسوزاند و نميدانند خدايى كه قادرست بر خلق حيوان آتشى مانند سمندر كه تعيش در آتش كند قادر خواهد بود بر اينكه در آتش درخت خلق كند و حفظ آن نمايد از احتراق چنانچه در بيان شجرهء ملعونه گذشت
إِنَّها شَجَرَةٌ
بدرستى كه آن درخت زقوم درختى است كه
تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ
بيرون مىآيد در ميان دوزخ
طَلْعُها
ميوه آن درخت زقوم
كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
كوئيا كه آن سرهاى شياطين است در قبح منظر و كراهت پيكر و چون در متخيله آدمى مركوز است كه شيطان بجهة آنكه شر محض است زشت صورت و كريه منظرست از اين جهت هر چيزى كه بنهايت كراهت رسيده باشد به آن تشبيه كنند و بعضى گفته‌اند كه مراد از شياطين حيّات هايلهء قبيحة المنظرست بنا برين معنى آيه اينست كه گوئيا ميوهء درخت