او را بدانى . بعد از آن بدوزخ نظر كند
فَاطَّلَعَ
پس مطلع شود به حال آن قرين
فَرَآهُ
پس ببيند او را
فِي سَواءِ الْجَحِيمِ
در وسط دوزخ
قالَ
گويد آن مرد مؤمن بهشتى بقرين دوزخى خود
تَاللَّهِ
سوگند بخداى تعالى
إِنْ كِدْتَ
اى : انه كدت تا كلمهء ان مخففه از مثقله باشد يعنى شأن اينست كه نزديك بود كه بسبب اغوا و اضلال كه مرا در انكار بعث ميكردى
لَتُرْدِينِ
هر آينه هلاك گردانى مرا
وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي
و اگر نميبود نعمت پروردگار من كه آن نگاه داشتن منست از اغواى تو و توفيق و هدايت او
لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
هر آينه بودم من از حاضرشدگان با تو در دوزخ . از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السلام مرويست كه چون اهل جنت داخل جنت شوند و اهل دوزخ داخل دوزخ گردند موت را به صورت قوچى در ما بين بهشت و دوزخ آورده ذبح كنند و درين وقت ندا كنند كه بعد ازين موت نخواهد بود و فخر الدين رازى در تفسير كبير در بيان فزع اكبر كه در سورهء انبيا مذكور است مضمون اينحديث را به اين عبارت آورده كه :
اذا استقر اهل الجنة فى الجنة و اهل النار فى النار بعث اللَّه جبرئيل عليه السلام و معه الموت فى صورة كبش املح فيقول لاهل الدارين :
أ تعرفون هذا ؟ فيقولون لا . فيقول : هذا الموت ثم يذبحه ثم ينادى : يا اهل الجنة خلود لا موت ابدا . و كذلك لاهل النار .
پس چون اهل بهشت اين ندا بشنوند گويند
أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ
آيا پس نيستيم ما مردگان در بهشت بعد ازين ؟ و همزه استفهام درين مقام براى تقريرست به اين معنى كه بتحقيق نخواهد بود ما را بعد ازين مردنى
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى
مگر همان مردنى كه در دار دنيا عارض ما گرديد
وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و نيستيم ما عذاب كردهشدگان مانند مشركين
إِنَّ هذا
بدرستى كه اين حيات ابدى در بهشت و ايمنى از عذاب
لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
هر آينه رستگارى بزرگست
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 61 تا 65 ]
لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ ( 61 ) أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ( 62 ) إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ ( 63 ) إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ( 64 ) طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ ( 65 )