مصر برآمد ،
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ
پس تابع شد و از پى درآمد بنى اسرائيل را فرعون با لشگر خود ، بنا بر اين « اتبع » بصيغهء باب افعال بمعنى « تبع » مجرد است ، و اگر « اتبع » بمعنى خود باشد چون دو مفعولى است ، مفعول ثانيش محذوف خواهد بود به اين تقدير كه : « و اتبعهم فرعون نفسه بجنوده » يعنى پس تابع گردانيد بقوم بنى اسرائيل ، فرعون نفس خود را با لشگر خود ، و مىتواند كه « جنوده » مفعول ثانيش باشد و « با » زايد به اين معنى كه : پس تابع گردانيد ببنى اسرائيل فرعون لشگر خود را ، و چون بكنار درياى نيل رسيدند از همان راهى كه از عصاى موسى بهم رسيده بود ، شروع برفتن كردند و بميان دريا رسيدند
فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ
پس فرو گرفت ايشان را از دريا
ما غَشِيَهُمْ
آنچه فرو گرفت ايشان را ، ابهام از براى تفخيم مسند اليه است ، يعنى آن چنان موجى فرو گرفت ايشان را كه كسى بكنه آن نرسيده تا آن را بعبارتى بيان توان نمود كه آن چگونه بود ، مروى است كه چون بكنار رود نيل رسيد و آن را خشك ديد ، بقوم خود گفت كه : رود نيل از ترس من خشك شده مانند خائف كه آب از دهن او خشك مىگردد . پس قبطيان تصديق او نمودند و بعد از اين فرعون گفت كه :
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
« 1 » لهذا خداى تعالى مىفرمايد كه :
وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ
و گمراه كرد فرعون قوم خود را
وَ ما هَدى
و راه حق ننمود ايشان را ، ازين آيه معلوم شد كه اضلال كار عباد است نه كار خداى تعالى چنانچه اشعريان گويند ، و بعد از اين در مقام تعداد نعمتهاى خود بر بنى اسرائيل آمده ميفرمايد كه :
هامش
( 1 ) - س نازعات 79 ، ى 34