است مرا
وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و بسوى جزاى او بازگردانيده خواهيد شد پس بايد كه شما نيز عبادت او كنيد
أَ أَتَّخِذُ
آيا فراگيرم
مِنْ دُونِهِ آلِهَةً
بجز از خداى بر حق خدايان باطل ديگر را
إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ
اگر اراده كند مر خداى بخشنده بضررى يعنى اگر خواهد كه ضررى به من رساند . بنا برين تفسير ان يردن بتقدير ان يردنى بياء متكلم است كه بالتقاء ساكنين محذوف شده
لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً
دفع نكند از من شفاعت خدايان باطل چيزى از ضرر را
وَ لا يُنْقِذُونِ
و خلاص نتوانند كرد مرا از مضرتها پس اگر من عبادت خداى به حق را كه نافع و ضارست گذاشته عبادت آلههء باطله كه اصلا قدرت بر چيزى ندارند بكنم
إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
بدرستى كه من درين هنگام هر آينه باشم در گمراهى ظاهر و آشكار
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ
بدرستى كه من ايمان آوردم اى قوم من بپروردگار شما
فَاسْمَعُونِ
پس بشنويد نصيحت مرا و از عبادت بتان برگرديد .
و قوم او بعد ازين نصحيت لگدكوبش كردند تا آنكه در زير قدم ايشان هلاك شد .
[ سوره يس ( 36 ) : آيات 26 تا 27 ]
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ( 26 ) بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ( 27 )
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ
و گفته شد مر او را كه داخلا شو در بهشت و چون شهدا قبل از قيام قيامت داخل بهشت ميشوند و او نيز از جملهء شهداست لهذا او را اذن دخول بهشت دادند پيش از آنكه قيامت قايم گرديده باشد و مىتواند كه ادخل الجنة مژده باشد او را بدخول جنت و اخبارى . باشد بر اين كه او بهشتى خواهد بود . اگر چه قيل ادخل الجنة بتقدير قيل له ادخل الجنة است چنانچه از ترجمه ظاهر مىشود اما تصريح بمفعول كه دخول جنت است نه بمفعول له كه رجل است اشعار برينست كه مقصود اصلى ذكر