وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ
و نبوديم ما انزالكنندهء آن يعنى در حكمت و مصلحت ما صحيح نيست كه براى اهلاك و استيصال اهل شرك لشگرى از ملائكه فرو فرستيم زيرا كه كفار از آن خوارتر و بيمقدارترند كه براى دفع آنها اينچنين لشگرى بايد فرستاد و آنكه در بعضى غزوات سيد كاينات صلوات اللَّه عليه و آله لشگرى از ملائكه فروز آمدند آن بمحض اظهار تعظيم و اجلال مرتبهء آن حضرت بود بنا برين ترجمه كلمهء « ما » در «
وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ
» نافيه است و ميتواند كه بمعنى الذى باشد به اين تقدير كه :
و ما انزلنا على قومه من بعده من جند من السماء و من الذى كنا منزلين يعنى انزال نكرديم ما بر قوم آن رجل بعد از قتل او لشگرى از آسمان و از آن چيزى كه بوديم ما كه انزال ميكرديم بر امم سابقه مثل حجاره و ريح و غير آن بلكه بيك صيحه آنها را دفع كرديم چنانچه ميفرمايد كه :
إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً
اى ما كانت عقوبتهم الا صيحة واحدة يعنى نبود عقوبت ايشان مگر بيك فرياد كردنى از جبرئيل
فَإِذا هُمْ خامِدُونَ
پس ناگاه ايشان به همان يك صيحه فرو مردگان بودند مانند آتشى كه بيك دفعه فرو ميرد
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ
اى دريغا در روز قيامت بر بندگانى كه جميع اوقات خود را در كفر و معصيت مصروف داشتهاند . در جوامع الجامع گفته كه قرائت حضرت امام زين العابدين عليه الصلاة و السلام :
يا حسرة العباد
است باضافه بدون كلمهء على يعنى اى آن حسرت و پشيمانى كه عباد در وقت معاينهء عذاب ميكشند . و بنا بر قراءت اول محتملست كه ملائكه و مؤمنين به حال بد آنها حسرت خورند
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ
نيامد بديشان هيچ پيغمبرى
إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
مگر آنكه بودند كه به او استهزا ميكردند بعد ازين در تخويف مشركان مكه ميفرمايد كه :
أَ لَمْ يَرَوْا
آيا نديدند و ندانستند كفار مكه كه
كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ
بسيارى را هلاك كرديم پيش از ايشان از اهل هر عصرى كه مصر در كفر بودند
أَنَّهُمْ