إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بدرستى كه خداى تعالى داناست هر پوشيدهاى را كه در آسمانها و زمين است
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
بدرستى كه او داناست به آنچه در دلهاست
هُوَ الَّذِي
اوست آن ذات كامل الصفاتى كه
جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ
گردانيد شما را اى گروه كفار خليفهها در زمين يعنى شما را بجاى سابقين متمكن ساخت و مقاليد تصرف در زمين و رتق و فتق آن را بقبضهء اقتدار شما باز داد و اين نعمتى است بزرگ
فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ
پس هر كه ناسپاسى كرد مر اين نعمت عظيمه را و كافر شد بمنعم حقيقى پس بر اوست ضرر كفر او كه عذاب اليم است
وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتاً
و نيفزايد كافران را كفر ايشان نزد پروردگار ايشان مگر دشمنى و غضب ربانى را
وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَساراً
و زياده نكنند كافران را كفر ايشان مگر زيان اخروى را پس مراد از مقت مقت الهيست و از خسران اخروى . تكرار «
وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ
» اشارت بر اينست كه كفر سبب مستقل است مر هر كدام از مقت و خسران را .
قُلْ
بگو اى محمد مر كفار را
أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
آيا ديديد شريكان خود را يعنى بتانى را كه شريك خداى تعالى گرفتهايد آن چنان شريكانى كه ميپرستيد آنها را بجز از خداى به حق ؟
أَرُونِي
خبر دهيد و بنمائيد مرا كه اين شركا
ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ
چه چيز آفريدند از زمين و كدام جزء زمين مخلوق آنهاست
أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ
آيا هست مر آن شركا را شراكتى با خداى تعالى
فِي السَّماواتِ
در آفريدن آسمانها
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً
آيا ما داديم آن شريكان را كتابى كه آن ناطق