تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

قالُوا گفتند ساحران يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ اى موسى يا آن است كه تو اول ميافكنى عصاى خود را وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى و يا آنكه باشيم ما اول كسى كه بيفكند آلات خود را ؛ در اين امر اختيار تو راست . قالَ گفت موسى بَلْ أَلْقُوا بلكه شما سبقت كنيد در افكندن ، پس ساحران ادوات و آلات سحر خود را افكندند فَإِذا حِبالُهُمْ پس در اين وقت رسنهاى ايشان وَ عِصِيُّهُمْ و عصاهاى ايشان يُخَيَّلُ إِلَيْهِ به خيال انداخته شد بسوى موسى يعنى به خيال موسى درآمد مِنْ سِحْرِهِمْ از جادوى ايشان أَنَّها تَسْعى اينكه رسنها و عصاها به صورت مار شده به اطراف و جوانب ميشتابند . فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى « موسى » فاعل « اوجس » است و تأخير فاعل به جهت رعايت فواصل كلام است ؛ و تقدير كلام چنين است : « فاوجس موسى فى نفسه خيفة » يعنى پس درآورد موسى در نفس خود ترس اينمعنى را كه شايد از ديدن اين سحر گمراهى قوم زياده شود و بيشتر از پيشتر در عناد كوشند ، چنانچه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در كتاب نهج البلاغة المكرم فرموده‌اند كه . « لم يوجس موسى خيفة على نفسه ، اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال » يعنى خوف موسى بر نفس خود نبود بلكه موسى ترسيد از غالب شدن نادانان و از دولت گمراهان ؛ و در تفسير عامه مذكور است كه موسى بنا بر جبلت بشريت بر نفس خود ترسيد ، و آنچه از حضرت امير المؤمنين مذكور شد آن نيز در تفاسير ايشان مثبت است . قُلْنا لا تَخَفْ گفتيم بموسى كه مترس إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى بدرستى كه تو غالبى بر ايشان ، و بعضى از اين قوم اطاعت تو خواهند كرد . و در كتاب احتجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرموده كه چون موسى خوف