است كه اين موسى و هارون هر آينه هر دو جادوگرند ، بنا بر اين ضميرشان اسم « ان » است و مجموع مبتدا و خبر كه كه « هذان لساحران » است خبر آن ،
يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما
ميخواهند اينكه بيرون كنند شما را از زمين شما بغالب شدن ايشان بشما بسحر و جادوگرى خودشان تا آنكه زمين شما را خود مالك و متصرف گردند
وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى
« مثلى » تأنيث « امثل » بمعنى اشرف و افضل است و مراد از « طريقهء مثلى » وجوه و اشراف قوماند و تقدير كلام چنين است كه « يريدان ان يصرفا وجوه الناس و اشرافهم اليهما » يعنى و مىخواهند كه بگردانند رويهاى اشراف قوم را بسوى خودشان و مىتواند كه معنى آيه اين باشد كه مىخواهند كه بر طرف سازند طريقه و مذهب شما را كه آن اشرف طرق و افضل مذاهب است . و گفتند بعضى از ساحران مر بعضى ديگر را :
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ
پس جمع كنيد آنچه را كه به آن كيد ميكنيد از اسباب و آلات سحر ، يا آنكه فرعون و قوم او گفتند مر ساحران را كه جمع كنيد كيد خود را ، بنا بر اول ضمير « قالوا » ارجاع بسحره است و بنا بر ثانى راجع بفرعون و قوم او
ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا
پس بيائيد بوعدهگاه حالكونى كه صف زنندگان باشيد تا هيبت شما در دل موسى و هارون جا كند
وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ
و بتحقيق رستگار شد و بمطلوب رسيد امروز
مَنِ اسْتَعْلى
هر كه بر سر آمد در سحر و غالب گرديد . و جملهء
وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى
جملهء معترضه است ، پس همه جادوگران صف كشيده بميقات آمدند و موسى و هارون در مقابل ايشان ايستادند .
[ سوره طه ( 20 ) : آيات 65 تا 70 ]
قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى ( 65 ) قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى ( 66 ) فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى ( 67 ) قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى ( 68 ) وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى ( 69 )
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى ( 70 )