اين گفتم كه : الظالم لنفسه كدام جماعتند ؟ فرمودند آن جماعتند كه در خانهء خود نشستند و معرفت امام حاصل نكردند و مقتصد كسانىاند كه عارف به امام باشند و سابق بخيرات ائمهء معصوميناند .
« و
فى كتاب الاحتجاج عن ابى بصير قال : سألت ابا عبد اللَّه عليه السّلام عن هذه الاية قال : اى شىء تقول ؟ قلت : اقول انها خاصة لولد فاطمه عليها السلام فقال عليه السّلام : اما من سل سيفه و دعا الناس الى نفسه الى الضلال من ولد فاطمة و غيرهم فليس يدخل فى هذه الاية . قلت من يدخل فيها قال : الظالم لنفسه الذى لا يدعو الناس الى ضلال و لا الى هدى و المقتصد منا اهل البيت العارف حق الامام و السابق بالخيرات الامام »
يعنى ابو بصير گفت كه من از حضرت صادق عليه السّلام تفسير آيت را پرسيدم حضرت فرمود چه مىگويى تو در تفسير اين آيه ؟ گفتم من مىگويم كه اين آيه خاص دربارهء فرزندان فاطمهء زهرا عليها السلام نازل شده و ديگرى را درين آيه مدخلى نيست .
حضرت فرمود كه : اما كسى كه شمشير از غلاف بيرون آورده باشد و مردم را بسوى خود و بگمراهى دعوت كرده باشد خواه از ذريت فاطمه و خواه غير آنها كه داخل در تحت اين آيه نيستند . بعد از اين گفتم كه كدام جماعت در اين آيه داخلند ؟ حضرت فرمود در الظالم لنفسه كسانى داخلند كه مردم را نه به راه بدوا داشته باشند و نه به راه خوب و مقتصد از اهل بيت ما كسيست كه عارف به حق امام باشد و سابق بخيرات نفس نفيس ائمهء معصومين است سلام اللَّه عليهم
ذلِكَ
اين ايراث و اصطفا
هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
اوست سبب فضل و بخشايش . بزرگ پس در اينجا مسبب باسم سبب واقع شده .
جَنَّاتُ عَدْنٍ
بدل از « فضل كبير » است به اين معنى كه آن ايراث و اصطفا بهشتهاى دائمى است يعنى سبب بهشتهاى دائميست كه
يَدْخُلُونَها
داخل ميشوند آن سه گروه در آن بهشتهاى دائمى چنانچه قبل ازين از حضرت صادق عليه السّلام روايت شد كه :
هؤلاء