قُلْ
بگو اى محمد مر امت خود را كه كثرت مال و اولاد را اصلا دخلى در كرامت و فضيلت نيست و همچنين فقر و بيچيزى را ربطى بمذلت و نقص نى
إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ
بدرستى كه پروردگار من گشاده ميگرداند باب روزى را براى هر كه خواهد بنا بر مصلحت نه براى كرامت
وَ يَقْدِرُ
و تنگ مىگرداند براى هر كه خواهد موافق حكمت نه از روى مذلت و نقص ذاتى . بنا برين وسعت اموال و كثرت اولاد باعث ترقى بمدارج رسالت نيست و سبب رفع عذاب نيز نخواهد بود و همچنين فقر و بىچيزى باعث عدم ترقى و سبب عذاب نميگردد
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن بيشتر مردمان نميدانند و گمان مىكنند كه مال با كمال توأم و فقر با نقص همعنان است هيهات هيهات بسا فقير كه تاج
« الفقر فخرى
، بر تارك او زيباست و بسا غنى كه خاك ادبار بر فرق او شايسته و بجا است چنانچه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه :
وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى
و نيست مالهاى شما و نه فرزندان شما به آن خصلتى كه نزديك گرداند شما را نزد ما نزديك گرداندنى . بنا برين بالتى صفت موصوف محذوفست كه آن خصلت باشد و «
تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى
» بتقدير : و تقربكم عندنا قربة است
إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً
مىتواند كه كلمهء الا استثناء متصل باشد به اين اعتبار كه مراد از مفعول تقربكم آنانند كه صلاحيت خطاب داشته باشند خواه مؤمن و خواه كافر پس حاصل كلام برينمعنى بر مىگردد كه اموال و اولاد احدى باعث تقرب جناب احديت نيست مگر اموال و اولاد كسانى كه ايمان آورده باشند و كرده باشند كارهاى نيكو به اين قسم كه حق اللَّه را از مال خود بمستحقين داده باشند و