خطاب اول به جهت وعيد بر كفارست و اين آيت براى وعد مؤمنين
وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ
و آنچه نفقه ميكنيد از چيزى كه مالك آنيد در راه خداى تعالى
فَهُوَ يُخْلِفُهُ
پس خداى تعالى در عقب آن ميآورد عوض را و عوض نيك ميدهد به او در دار دنيا بزيادتى نعمت و اموال و هم در دار عقبى به ثواب جنت . و در حديث نبوى است . صلّى اللَّه عليه و آله كه هر كه تصديق و ايمان داشته باشد به اينكه هر چيزى و احسانى را در پى عوضى هست بيقين عطيهء نيكو در تحصل مرضات الهى بمستحقين خواهد رسانيد
وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
و خداى تعالى بهترين روزى دهندگانست اگر چه روزى دهنده منحصر بجناب اقدس الهيست جلت نعمائه اما چون بطريق مجاز اطلاق رازق بر واسطه نيز ميكنند بنا برين خير الرازقين فرمود .
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً
و ياد كن روزى را كه جمع نمايد منتقم حقيقى مشركان و عبدهء ملائكه را همه
ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ
پس گويد مر ملائكه را
أَ هؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كانُوا يَعْبُدُونَ
آيا اين گروه شما را بودند كه عبادت مىكردند ؟
و چون ملائكه به اين خطاب عتابآميز مخاطب شوند
قالُوا
گويند :
سُبْحانَكَ
پاكى تو از آنكه تو را شريكى باشد
أَنْتَ وَلِيُّنا
تويى معبود و دوست ما
مِنْ دُونِهِمْ
بجز از ايشان يعنى ميان ما و ميان آن جماعت اصلا موالات و محبت نيست كه تا ما را عبادت كنند و ما راضى بعبادت كردن ايشان باشيم
بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ
بلكه بودند ايشان از روى جهل و نقص جبلى كه ميپرستيدند . شيطان را و فرمان او ميبردند در عبادت غير تو . گويند كه شياطين متمثل ميشدند و خود را به خيال مشركين ملائكه وامينمودند پس مشركين شياطين را بتصور آنكه ملائكهاند عبادت ميكردند
أَكْثَرُهُمْ
بيشترين مردمان كه همه كافرانند . و اگر ضمير هم راجع بكفار شود مراد از لفظ اكثر جمعيت يعنى همهء مشركين
بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
بشياطين تصديق - كنندگان و مطيعانند
فَالْيَوْمَ لا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا
پس امروز كه روز