وَ رَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ و پروردگار تو بر همه چيزى نگهبانست . قُلِ بگو اى محمد مر أهل شرك را بر وجه سرزنش و توبيخ كه ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أى زعمتموهم آلهة من دون اللَّه يعنى بخوانيد آنان را كه گمان كردهايد شما آنها را خدايان بجز از خداى به حق و معبود مطلق و ببينيد كه اجابت ميكنند دعاى شما را ؟ و چگونه اجابت كنند كه لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ مالك نيستند آن خدايان ناحق وزن مورچهاى را از خير و شر فِي السَّماواتِ در آسمانها وَ لا فِي الْأَرْضِ و نه در زمين وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ و نيست مر آن خدايان را در آسمان و زمين هيچ شركتى با خداى به حق . ذكر سماوات و ارض به جهت عموم عرفيست و مراد آنست كه آلههء باطل را در هيچ امرى از امور دخلى نيست خواه امور سماويه باشد و خواه ارضيه و يا در غير آنها وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ و نيست مر خداى به حق را ازين خدايان باطله هيچ تقويتى و مددى در تدبير آسمان و زمين و بعد ازين به جهت رد مظنهء كفار بشفاعت ملائكه ميفرمايد كه : وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ و سود نكند شفاعت هيچ كس نزد خداى تعالى إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ مگر مر كسى را كه اذن داده باشد براى شفاعت . على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « لا يشفع احد من انبياء اللَّه و رسله يوم القيامة حتى يأذن اللَّه له الا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فان اللَّه عز و جل قد اذن له فى الشفاعة من قبل يوم القيامة و الشفاعة له و للأئمة صلوات اللَّه عليهم ثم بعد ذلك للأنبياء يعنى شفاعت نتوانند كرد احدى از پيغمبران خداى تعالى در روز قيامت تا آنكه اذن دهد خداى تعالى آنها را و بعد از اذن در روز قيامت شفاعت مىكنند مگر حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله كه حق تعالى آن حضرت را اذن شفاعت داده قبل از ظهور قيامت ، اول آن حضرت و ائمهء هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعين شفاعت كنند . بعد از آن ساير انبيا حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ غايتست مر آنچه را كه از سياق كلام مفهوم مىگردد و تقدير كلام چنينست كه در روز قيامت .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 685
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٦٨٥