تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١

بر خمط نميتواند كه باشد يعنى بدل داديم ايشان را دو بوستانى كه خداوند درخت گز بود وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ و خداوند چيزى از درخت كنار كه اندك بود يعنى در ميان آن درختان بد ميوه و بىميوه اندكى از ميوه كنار بايشان داديم كه تا ايشان ياد آن ميوه‌هاى خوش طعم لطيف كنند و حسرت خورند ذلِكَ بدين تبديل جَزَيْناهُمْ جزاء داديم ايشان را بِما كَفَرُوا بسبب كفرانى كه در نعمتهاى ما ورزيدند وَ هَلْ نُجازِي استفهام انكاريست يعنى و جزا نميدهيم ما مانند اين جزا إِلَّا الْكَفُورَ مگر آنان را كه بنهايت كفران نعمت كنند . و بعد از اين حق تعالى بيان مىكند كه چنانچه ما ايشان را در وطن نعمتها داده بوديم همچنين در غربت و سفر نيز ايشان را قرين نعمت گردانيده بوديم و سفر را بر ايشان سهل و آسان ساخته بوديم ليكن ايشان قدر اين نعمت را نيز ندانستند چنانچه ميفرمايد : وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ و گردانيديم ميان اهل سبا يعنى ميان ديههاى آنها وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها و ميان ديهها كه بركت داده بوديم در آن بكثرت مياه و اشجار و زروع و نباتات مراد ديههاى شام است . على بن ابراهيم قراى مكه گفته قُرىً ظاهِرَةً ديههاى متصل و نزديك بهم كه از هر قريه قريهء ديگر را ميتوانست ديد يا آنكه مردمان هر قريه مردم قريهء ديگر را ميديدند . چنانچه در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه : « هؤلاء قوم كانت لهم قرى متصلة فينظر بعضهم الى بعض و انهار جارية و اموال ظاهرة » وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ و تقدير كرديم رفتن مردم را در آن قريه‌ها بحيثيتى كه هر كه اول روز از ديهى به راه افتد تا وقت قيلوله بديهى ديگر برسد و در آنجا قيلوله نمايد و هر كه بعد از زوال به راه افتد وقت خواب بديهى برسد و در آنجا خواب راحت كند و ميگفتيم به زبان مقال يا حال كه سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ سير كنيد درين قريه‌ها شبها و روزها هر وقتى كه خواهيد حالكونى كه امان يافتگانيد از قطاع الطريق و سباع و از جوع