لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ
هر آينه بتحقيق بود مر اولاد سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان را كه پدر قبيله عرب يمن است در مسكن ايشان يعنى در بلاد يمن علامتى
جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ
بدل « آية » بمعنى علامت است . يعنى آن آيت و علامت دو بوستان است از طرف راست و چپ منازل ايشان ، و صلحاى قوم با پيغمبرانى كه بايشان مبعوث بودند ميگفتند كه
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ
بخوريد از روزى خداى تعالى كه در اين دو بوستان بشما انعام كرده
وَ اشْكُرُوا لَهُ
و شكر گوئيد مر او را بازاى اين نعمت وافره
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ
خبر مبتداء محذوفست اى « هذه البلدة التي فيها الجنتان بلدة طيبة » يعنى شهرى كه اين دو بوستان در آن مىباشند ، شهرى پاكيزه است
وَ رَبٌّ غَفُورٌ
نيز خبر مبتداء محذوف است اى :
ربكم الذى رزقكم و طلب شكركم رب غفور يعنى پروردگارى كه روزى شما داده و طلب شكر نعمت از شما كرده پروردگار آمرزنده است مر شكر گويندگان را چون اين قوم از صلحا يا از پيغمبران نصيحت مذكور را بسمع قبول اصغا نكردند
فَأَعْرَضُوا
پس روى بگردانيدند از نصايح دلپذير و از اداى شكر نعمت الهى
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ
پس به جهت تنبيه و تأديب اين كافر نعمتان فرستاديم سيل شديد را كه تا جميع اشجار آن دو جنت را از بيخ بركند
وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ
و بدل داديم ايشان را بعوض دو باغ پرميوه
جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ
دو باغ كه خداوند ميوههاى تلخ و بد طعم بود . اطلاق جنت بر بدل آن جنتين بطريق تهكم و استهزاست
وَ أَثْلٍ
معطوفست بر اكل نه بر خمط واثل درخت گز است كه اصلا او را ثمرى نيست بنا بر اين معطوف