به گمان آنكه او در قيد حياتست صبح و شام به خدمت او مىآمدند و سعى در انجام خدماتى كه فرموده بود ميكردند تا آنكه ارضه عصاى او را خورد و عصا شكسته سليمان برو درافتاد چنانچه حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه :
فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ
پس آن هنگام كه حكم كرديم بر سليمان مرگ را و او هم چنان مرده تكيه بر عصا كرده بود
ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ
راهنمونى نكرد جن و انس را بر مرگ او
إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ
مگر ارضه و ارضه كرمك چوب خوارست و ارض در افتادن آن كرمك است در چوب و ريزه ريزه كردن آن چوب و خوردن آنست و بعضى الارض را بفتح را خواندهاند پس اضافه دابه بارض به سكون راء و بفتح آن اضافهء آنست بفعل آن بنا برين معنى چنين است معلوم نكرد فوت سليمان را مگر جنبنده كه كارش در آمدن در ميان چوب و خوردن آنست و از اينجا معلوم شد كه مراد از دابة الارض معنى ظاهرى آن نيست يعنى جنبنده در زمين
تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
خورد آن ارضه عصاى سليمان را كه بر آن تكيه داشت .
فَلَمَّا خَرَّ
پس آن هنگام كه برو در افتاد سليمان
تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ
دانستند جنيان
أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ
اينكه اگر بودندى ايشان كه دانستندى غيب را
ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
درنگ نمىكردند در مدت مديد بواسطه تبعيت سليمان و مأمور حكم او بودن در عذاب خوار كننده يعنى در تكاليف شاقه . از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه آن حضرت فرمودند كه
« و اللَّه ما نزلت هذه الاية هكذا و انما نزلت فلما خر تبينت الانس ان الجن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين »
يعنى پس چون سليمان برو درافتاد دانستند آدميان اين معنى را كه جنيان اگر بودند كه ميدانستند غيب و امور مخفيه را درنگ نميكردند اين جنيان در عذاب خواركننده كه آن محنت ساختن عمارات عاليه است براى سليمان . و صاحب جوامع الجامع گويد كه از ائمه عليهم السلام مرويست كه قرائت اينچنين است :