و بعضى محاريب را بقلعههاى حصين و بحصارهاى متين تفسير كردند و محل حرب بودن قلاع ظاهر است و بعضى محاريب را بمساجد نيز تفسير كردهاند و مراد اعم از همه است
وَ تَماثِيلَ
و مىساختند براى او صورتها .
در كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده :
« ما هى تماثيل الرجال و النساء و لكنها تماثيل الشجر و شبهه »
و از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« و اللَّه ما هى تماثيل الرجال و النساء و لكنها الشجر و شبهه »
وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ
و كاسهها مانند حوضهاى بزرگ
وَ قُدُورٍ راسِياتٍ
و ديگهاى ثابت كه از بزرگى از جاى بجاى حركت نميشد دادن . وجه تقديم محاريب بر تماثيل ظاهرست زيرا كه تماثيل و نقوش فرع قصورند اول قصرها و خانهها بايد تا آن را منقش بنقوش دلكش كنند و چون يكى از خوبى عمارت و عظمت آن ، كشيدن سماط و طعام است در آن و آن چون بدون كاسه صورت نمييابد لهذا بعد از ذكر محاريب و تماثيل ذكر جفان كرد با آنكه جفان بنا بر آنكه آلت اكلست و قدور آلت طبخ و آلت طبخ مقدم بر آلت اكلست بايست كه ذكر قدور مقدم باشد بر ذكر جفان پس اگر چه قدور من وجه تقدم بر جفان دارد اما بنا بر وجه مذكور جفان را نيز رتبه تقدمست بر قدور و بازاى اين نعمتها حق تعالى فرمود كه
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً
اى اشكروا يا آل داود شكرا يعنى شكر كنيد اى آل داود شكر كردنى
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
و اندكى از بندگان من كما ينبغى شكر نعمتهاى مرا بجا ميآورند بقلب و جوارح و لسان در اكثر اوقات . در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه خداى تعالى وحى بسليمان فرستاد كه علامت موت تو انبات درختيست در بيت المقدس كه آن را درخت خرنوبه گويند و از قضا روزى سليمان در بيت المقدس ديد كه درختى در آنجا روييده سليمان پرسيد كه نام تو چه چيز است ؟ گفت خرنوبه پس سليمان پشت از او گردانيده و رو بمحراب آورد و در آنجا تكيه بر عصا كرده قبض روح او شد و جن و انس