وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ
اى و سخرنا لسليمان الريح يعنى و مسخر كرديم براى سليمان باد را
غُدُوُّها شَهْرٌ
رفتن سليمان به آن باد از صبح تا زوال يك ماهه راه بود .
وَ رَواحُها شَهْرٌ
و رفتن آن از زوال تا غروب يك ماهه راه يعنى باد به حكم سليمان او را در روزى دو ماهه راه مىبرد
وَ أَسَلْنا لَهُ
و جارى ساختيم براى سليمان
عَيْنَ الْقِطْرِ
چشمهء مس گداخته را از معدن آن . و على بن ابراهيم قطر را بصفر كه برنج است تفسير كرده و آنچه در تفاسير مشهوره مذكور است قطر بمعنى نحاس است و بهر تقدير آن مس يا برنج از معدن خود به جوش آمد چنانچه آب از چشمه جوشد لذا تعبير آن به عين كه بمعنى چشمه است نمود و گفتهاند مسى كه تا اين زمان موجودست از آن مسى است كه براى سليمان از معدن جوشيده بود اللَّه اعلم بحقايق الامور
وَ مِنَ الْجِنِّ
و مسخر كرديم براى سليمان از جنيان
مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ
كسى را كه كار ميكرد نزد سليمان بفرمان پروردگار او
وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ
و هر كه عدول ميكرد از كاركنان جن
عَنْ أَمْرِنا
از آنچه امر كرده بوديم كه اطاعت و فرمان بردارى سليمان كند
نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ
مىچشانيديم او را از عذاب آتش افروخته در دنيا زيرا كه حق تعالى ملكى را با تازيانهاى از آتش موكل كرده بود كه هر كه از جنيان كار كن سر از فرمان سليمان به پيچد بدن او را بدان تازيانهء آتش بسوزاند و بعض حمل عذاب به عذاب اخروى كردهاند به اين معنى كه هر كه از آن جنيان اطاعت سليمان نكند بچشانيم به او در قيامت عذاب آتش دوزخ را .
يَعْمَلُونَ لَهُ
ميكردند آن جنيان براى سليمان
ما يَشاءُ
آنچه او ميخواست
مِنْ مَحارِيبَ
از قصرهاى استوار و خانههاى خوب پايدار و اين عمارت را محراب به جهت آن گويند كه محل حربست وقتى كه غيرى خواهد كه آن را بملكيت خود در آورد