ترجمه معلوم شد كه «
وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ
» مرفوعست بابتدائيت و «
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
» خبر آنهاست و نمىتواند كه
وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ
معطوف باشد بر مثقال ذرة به اين تقدير كه و لا يعزب عنه اصغر من ذلك و لا اكبر زيرا كه استثناء مانع اين توجيه است چنانچه مخفى نيست . و علت آمدن آن اينست كه :
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا
تا جزاى نيكو دهد خداى تعالى آنان را كه ايمان آورده اند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كارهاى پسنديده
أُولئِكَ
آن گروه
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
مر ايشانراست آمرزش گناهان و روزى خوب كه نه در تحصيل آن تعبى و نه در اخذ آن منتى باشد اللهم ارزقنا به حق الحق
وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا
و آنان كه سعى كردند در ابطال حجتهاى ما
مُعاجِزِينَ
در حالتى كه سبقتگيرندگان بودند بر ما بزعم باطل خود تا عذاب ما از ايشان فوت شود و يا در حالتى كه تقديركنندگان بودند عجز ما را و گمان عجز بر ما داشتند
أُولئِكَ
آن گروه
لَهُمْ عَذابٌ
مر ايشانراست عذابى
مِنْ رِجْزٍ
از بدترين عذابها
أَلِيمٌ
صفت عذابست يعنى آن عذاب اين صفت دارد كه الم رساننده است
وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
و ميدانند آنان كه داده شدهاند علم
الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
آن چيزى را كه فرو فرستاده شده بسوى تو از جانب پروردگار تو
هُوَ الْحَقَّ
و ضمير هو ضمير فصل است و محلى از اعراب ندارد و الحق منصوبست بقراءت حفص تا مفعول دوم يرى باشد به اين معنى كه ميدانند آنانى كه داده شدهاند علم قرآنى را كه از نزد خداى تعالى نازل شده راست و درست و حاصل كلام اينست كه ميدانند اهل علم قرآن را حق و راست
وَ يَهْدِي
اى و يعلمون ان القرآن يهدى يعنى و ميدانند آن را كه قرآن راه مينمايد
إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
بسوى راه خداى كه غالبست بر همه ، ستوده شده است بر جميع افعال ، على بن ابراهيم آورده كه مراد از
الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
: امير المؤمنين عليه السّلام است كه تصديق كرد حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله را پيش از همه به آنچه نازل شده از نزد خداى تعالى بسوى او