و بعد از آنكه موسى و هارون به حكم الهى نزد فرعون آمدند و اداء رسالت چنانچه مأمور بودند كردند
قالَ
گفت فرعون :
فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى
پس كيست پروردگار شما اى موسى كه مرا بعبادت او و باقرار بوحدانيت او دعوت مىنمايى ، تعلق خطاب بموسى و هارون و تخصيص موسى بندا از جهت آنست كه چون فرعون لكنت زبان موسى را يافته بود او را مخصوص بندا گردانيد تا عجز او را در سخن و تسلط خود را بر قوم خود وانمايد .
قالَ
گفت موسى
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
پروردگار ما آن ذات كامل الصفاتى است كه بخشيده است هر چيزى را از انواع مخلوقات صورتى كه لايق حال او باشد ، يا آنكه رب من كسى است كه مخلوقات خود را اعطا كرده هر چيزى را كه احتياج به آن داشتهاند بنا برين « خلقه » مفعول اول و « كل شىء » مفعول ثانى است ، چون مقصود بيان معطى به است لهذا تقديم كرده مفعول ثانى را بر اول
ثُمَّ هَدى
پس راه نمود و شناسا گردانيد ايشان را بانتفاع آنچه بايشان عطا كرده شده ، و در حديث آمده كه يعنى بخشيد هر مخلوقى را زوجى به صورت آن و نيست هيچ مخلوقى از مخلوقات خداى تعالى مگر آنكه مىشناسد شكل ذكر را از انثى ، پس راه نمود آنها را بنكاح و سفاح از جنس خود و چون حضرت موسى عليه السّلام در جواب سؤال فرعون كه گفت : «
فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى
» دليل ظاهر و برهان باهر بر وجود واجب الوجود آورد ، فرعون ترسيد كه