فرعون مهاجرت كن و رو به شهر مدين بيار
وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً
و بيازموديم تو را به چندين نوع آزمودنى كه از جملهء آن ، جدايى از وطن و آزار سفر و دورى از دوستان و پياده رفتن و اجاره دادن نفس خود است ، و چون به حكم ما به شهر مدين رفتى
فَلَبِثْتَ سِنِينَ
پس مكث كردى سالهاى متعدده
فِي أَهْلِ مَدْيَنَ
در ميان اهل مدين در آن وقت كه رعى اغنام شعيب ميكردى بعوض صداق دختر شعيب
ثُمَّ جِئْتَ
پس بعد از لبث و برآمدن از مدين آمدى بوادى ايمن
عَلى قَدَرٍ يا مُوسى
وقتى كه مقدر كرده بوديم اى موسى كه با تو مكالمه نمائيم و تو را متحمل اعباء نبوت و رسالت گردانيم .
وَ اصْطَنَعْتُكَ
اى « و اصطفيتك » يعنى و برگزيدم و خالص ساختم تو را
لِنَفْسِي
براى خود ، يعنى براى وحى و رسالت خود .
[ سوره طه ( 20 ) : آيات 42 تا 44 ]
اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي ( 42 ) اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى ( 43 ) فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ( 44 )
اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي
برو تو و برادر تو بمعجزههاى من نزد خلايق
وَ لا تَنِيا
و سستى مكنيد
فِي ذِكْرِي
در رسانيدن ذكر من ، يعنى در رسانيدن توحيد و شرايع من .
در اينجا حكم است بر موسى و هارون بابلاغ رسالت بر جميع خلايق و بعد از اين بر خصوص فرعون چنانچه مىفرمايد كه :
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ
برويد اى موسى و هارون بسوى فرعون
إِنَّهُ طَغى
بواسطهء آنكه فرعون كفر و عصيان را از حد گذرانيده .
فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً
پس بگوئيد مر او را سخن نرم و برفق و مدارا او را دعوت بتوحيد كنيد
لَعَلَّهُ
اميد اين داشته باشيد كه فرعون به اين قول لين
يَتَذَكَّرُ
پند پذير شود اگر صدق شما بر او محقق شود
أَوْ يَخْشى
يا بترسد از عذاب ما اگر در مقالم توهم باشد ، هر چند حق سبحانه و تعالى بعلم كامل شامل خود مىدانست كه هيچيك از تذكر و