چنانچه شما تقوى پيشه كنيد و بترسيد از مخالفت اوامر و نواهى الهى
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ
پس فروتنى مكنيد بسخن گفتن و سخن نرم مگوييد با كسى كه خواهيد مكالمه كنيد
فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ
تا بطمع افتد كسى كه در دل او بيمارى فسق و فجور است
وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً
و بگوئيد سخن نيكو كه دور باشد از تهمت
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
و قرار گيريد در خانههاى خود . در كتاب خصال در حديث وصيت پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله مر على عليه السّلام را مذكور است كه اگر زن بدون اذن شوهر از خانه بيرون رود لعن مىكند او را خداى تعالى و جبرئيل و ميكائيل
وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى
و بيرون نيائيد و اظهار آرايش و زينت خود مكنيد مانند بيرون آمدن و اظهار زينت كردن زنان در ايام جاهليت اولى . از حديث كتاب كمال الدين و تمام النعمه معلوم مىشود كه جاهليت اولى خروج زن موسى صفوراست به يوشع بن نون بعد از فوت موسى و جاهليت اخرى خروج عايشه است بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعد از حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله زيرا كه در آن كتاب باسناد خود از عبد اللَّه بن مسعود از حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله حديث طولانى روايت كرده كه بعضى از آن اينست كه يوشع بن نون كه وصى موسى بود و بعد از او سى سال زندگانى كرد صفوراى زن موسى كه دختر شعيب بود بر يوشع خروج كرد و گفت كه من اولى و احقم در امر وصايت از تو و با او مقاتله نمود و يوشع برو نصرت يافته لشگريانش را كشته او را اسير كرد . بعد از آن حضرت رسالتپناه صلوات اللَّه عليه و آله فرمود كه دختر ابو بكر عايشه زود باشد كه بر امير المؤمنين على بن ابى طالب خروج كند و امير المؤمنين چنانچه يوشع كرد جنود نامعدود او را بقتل آرد و او را اسير كند و در باب عايشه نازل شد آيت
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
و مراد از تبرج جاهليت اولى تبرج صفوراى بنت شعيب است و چون بر حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله معلوم بود