تغليب رجال بر نسا باعث بر تذكير ضمير شده و آنان كه آيت را مخصوص بازواج گرفتهاند باسلوب آيات استدلال كردهاند كه چون اول اين آيت تطهير و آخر اين در شأن ازواج پيغمبر است پس بايد كه آيت تطهير نيز در شأن ايشان باشد . جواب گوئيم كه اين وقتى متوجه است كه ترتيب نزولى مطابق ترتيب قرآنى باشد و اين خود ممنوع و بنا بر احاديث اهل بيت عليهم السلام خلاف واقع است . و ايضا آياتى كه در اول و آخر و اوسط بر يك وتيره نباشند در قرآن مجيد متحقق است .
و محمد بن مسعود عياشى از بحر زاخر امام محمد باقر عليه الصلوات و السلام روايت كرده كه
« ليس شىء ابعد من عقول الرجال من تفسير القرآن ان الاية ينزل اولها فى شىء و اوسطها فى شىء آخر و آخرها فى شىء »
و اينمعنى از اساليب بلاغت و فصاحت است و در كلام فصحاى عرب واقع شده چنانچه امرء القيس لذت دعت و تنآسايى و مجالست با زنان صاحب جمال را در ميان مقدمه حرب و جنگ آورده ميگويد كه :
كانى لم اركب جواد اللذة * و لم اتبطن كاعبا ذات خلخال
و لم اشتر الزق الروى و لم اقل * لخيلى كرى كرة بعد اجفال
يعنى گويا كه من سوار نشدم اسبى را به جهت لذت و در برنگرفتهام دختر نار پستانى را كه در دست و پاى او خلخال باشد و نخريدهام خيك پر شراب را و نگفتهام من اسبان خود را كه برگرديد بجنگ برگشتنى بعد از آنكه بشتاب از جنگگاه گريخته باشند . و مناسب ترتيب اين بود كه بگويد :
كانى لم اركب جوادا و لم اقل * لخيلى كرى كرة بعد اجفال
و لم اشتر الزق الروى للذة * و لم اتبطن كاعبا ذات خلخال
و بعد ازين حق تعالى باز در ذكر ازواج پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله آمده ميفرمايد
وَ اذْكُرْنَ
و ياد كنيد اى زنان پيغمبر
ما يُتْلى فِي بُيُوتِكُنَّ
آنچه خوانده مىشود بر شما در خانههاى شما
مِنْ آياتِ اللَّهِ
از آيتهاى كتاب خداى تعالى