آرايش آن را چون لباس فاخره و زرينههاى بتكلف فَتَعالَيْنَ پس بيائيد كه أُمَتِّعْكُنَّ تا متمتع گردانم شما را و به غير از مهر چيزى بشما بدهم وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا و طلاق دهم شما را طلاق دادنى نيكو بدون مضرت و خصومت . وجوب متعه دادن زن مطلقه كه دخول به او واقع شده باشد از خصايص آن حضرت است وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و اگر باشيد شما كه خواهيد رضاى خداى تعالى و رسول او را وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ و نعيم سراى آخرت را فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً پس بدرستى كه خداى تعالى مهيا گردانيده از براى هر يك از زنان نيكوكار از جملهء شما و بعضى از شما مزدى و ثوابى بزرگ . پس حضرت بعد از نزول اين آيت همه ازواج خود را كه در وقت نزول آيت در خدمت حضرت بودند طلبيد و اين آيت را بر ايشان خواند و مخير ساخت آنها را ميان مفارقت از جناب رسالتمآب و ميان بقا بر حالت سابقه . از ميان ازواج حضرت اول زنى كه برخواست ام سلمه رضى اللَّه عنها بود و گفت من اختيار رضاى خداى تعالى و رسول او كردم و از زخارف دنيوى و آرايش آن گذشتم و بعد از آن بتبعيت او همه برخواستند و متنطق بكلام مذكور شدند و اختيار صحبت آن حضرت كرده از گفتهء خود پشيمان گشتند . خلافست ميان علما كه تخيير باعث تطليق است يا نه ؟ ابو حنيفه را اعتقاد اينست كه بعد از تخيير اگر زن اختيار نفس خود كند اين بمنزلهء طلاق واحده است و مالك را اعتقاد اينست كه بجاى سه طلاقست و شافعى گويد كه در حين تخيير اگر نيت طلاق كرده بجاى طلاقست و الا فلا و مذهب ائمهء هدى عليهم السلام اينست كه بتخيير طلاق واقع نميشود و وقوع طلاق به اختيار زن نفس خود را از خصايص پيغمبر است چنانچه در مجمع البيان بعد از ذكر اقوال سابقه گفته : لا يقع بالتخيير طلاق و انما كان ذلك للنبى صلى اللَّه عليه و آله خاصة و اما غيره فلا يجوز له ذلك و هو المروى عن أئمتنا عليهم السلام . و در كافى از عيص بن القاسم روايت كرده كه او گفت كه من از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه اگر شخصى زن خود را مختار گرداند ميان بودن
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٦٢٧