الرُّعْبَ
و ريخت در دلهاى ايشان ترس مؤمنين را
فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
در حالتى كه گروهى از آنها را ميكشتيد اى مؤمنان
وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً
و اسير ميكرديد گروهى را يعنى مردان ايشان را ميكشتيد و زنان و اطفال را باسيرى مىبرديد .
وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ
و ميراث داد خداى تعالى بشما زمين ايشان را از مزارع و بساتين پراشجار
وَ دِيارَهُمْ
و سراهاى ايشان را از قلعهها و خانهها
وَ أَمْوالَهُمْ
و مالهاى ايشان را از نقود و امتعه و مواشى
وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها
و زمينى را كه هنوز قدم نگذاشتهايد در آن و بعضى گفتهاند هر زمينى كه بحوزهء اهل اسلام درآيد تا قيامت درين داخلست على بن ابراهيم آورده كه چون پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله با اصحاب از جنگ احزاب فارغ گشته رو بمدينه آوردند پيغمبر هنوز از غبار راه خود راه نشسته بود كه جبرئيل ندا در داد كه ملائكه تا حال اسباب جنگ را از خود بيرون نكردهاند شما چگونه راضى به اين ميشويد ؟ حق سبحانه و تعالى امر كرده كه نماز عصر را مگذاريد مگر در ملك بنى قريظه و من مقدمهء لشگر اسلامم و بنيان حصون و قلاع بنى قريظه را متزلزل ميسازم . پس حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله بيرون خراميد و امير المؤمنين عليه السّلام با علم بزرگ در پيش حضرت ميرفت تا آنكه لشگر اسلام بحوالى قلعهء بنى قريظه فروز آمدند و سه روز ايشان را محاصره كردند ايشان بجزع و فزع درآمده راضى شدند كه سعد بن معاذ ميان ايشان حكم باشد و هر چه سعد بفرمايد تخلف از آن نكنند و سعد بن معاذ حكم كرد كه مردان ايشان را بكشند و زنان و اطفالشان را سبى كنند و اموال ايشان را ميان مهاجر و انصار قسمت نمايند غير از عقار ايشان كه آن از مهاجرين باشد زيرا كه انصار مالك عقار هستند و مهاجرين را عقارى نيست حضرت رسالتپناه صلّى اللَّه عليه و آله بسعد بن معاذ فرمودند
« قد حكمت به حكم اللَّه عز و جل فوق سبعة ارقعة »
ارقعه جمع رقيع است و رقيع اسم آسمان دنياست و مراد اينجا مطلق آسمانست يعنى بتحقيق