تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
مكرمه است و آن را أثرب نيز گويند و گفته‌اند كه اثرب لفظى است در لفظ يثرب « 1 » و آن اسم اول كسيست كه در آن موضع ساكن شده و در ترجمهء تاريخ مدينه كه آن تاريخ از مصنفات سمهودى است مذكورست كه از ثقات مرويست كه حضرت رسالت‌پناه صلّى اللَّه عليه و آله نهى كرده‌اند كه مدينه را يثرب نامند و در بعضى روايات آمده كه هر كه مدينه را يثرب گويد بايد كه سه بار استغفار كند . وجه آن يا اينست كه يثرب مشتق است از ثرب بتحريك بمعنى فساد يا از تثريب بمعنى سرزنش و مؤاخذه نمودن بسبب گناه ليكن در بعضى احاديث صحيحه اطلاق لفظ يثرب از آن حضرت و از ائمهء هدى عليه و عليهم الصلاة و السلام بر مدينه واقع شده است پس وجه جمع آنست كه آن اطلاق قبل از نهى بوده باشد و ميتواند كه اشارت باشد بر جواز اطلاق هر چند مكروه باشد اللَّه اعلم
وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ
و طلب اذن ميكردند گروهى از ايشان از پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله
يَقُولُونَ
ميگفتند از روى بهانه جويى
إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ
بدرستى كه خانه‌هاى ما در مدينه خلل دارد و استحكامى در ديوار آنها نيست پس اجازت ده ما را تا برويم و اصلاح خلل آن نمائيم
وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ
و حال آنان كه خانه‌هاى ايشان خللى نداشت و مستحكم بود
إِنْ يُرِيدُونَ
اى ما يريدون
إِلَّا فِراراً
يعنى نميخواستند ايشان بدين استيذان مگر گريختن از جهاد را
وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ
و اگر داخل كرده شود در مدينه براى منافقان
مِنْ أَقْطارِها
از اطراف مدينه يعنى اگر لشگر كفار به اطراف مدينه درآيند و منافقان را فرو گيرند
ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ
پس سؤال كرده شوند اين منافقان فتنه را كه شركست يعنى آن لشگر كفار بعد از درآمدن بمدينه اين منافقان را دعوت بشرك ورده نمايند
لَآتَوْها
هر آينه بدهند آن منافقان به كفار فتنه را يعنى اجابت سخن كفار كرده مشرك و مرتد گردند
وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً
و درنگ نكنند باجابت فتنه و شرك مگر اندك زمانى كه آن زمان سؤال
هامش
( 1 ) - قاموس : بفتح را و كسر آن در هر دو . م