باشارت سلمان فارسى رضى اللَّه عنه در اطراف مدينه خندق كندند و وحى الهى كار سلمان را صواب شمرده و حضرت امير المؤمنين بضرب ذو الفقار صاعقه كردار زمين را از لوث وجود ناپاك عمرو بن عبد ود كه يكى از ابطال رجال و از شجاعان بيهمال بود پاك گردانيد اما چون لشگر كفار ده هزار كس و لشگر اسلام هفتصد كس بودند و زمان محاربه به طول انجاميد و جنود برد نيز غالب بود و خوف و هراس بر لشگر اسلام زور آورد لهذا حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله دست بدعا برداشته گفت :
يا صريخ المكروبين و يا مجيب دعوة المضطرين و يا كاشف الكرب العظيم انت مولاى و وليى و ولى آبائى الاولين اكشف عنا غمنا و كربنا و اكشف عنا شر هؤلاء القوم بقوتك و حولك و قدرتك »
پس جبرئيل نازل شده فرمود كه حق تعالى دعاى شما را شنيد و باجابت مقرون گردانيد و باد دبور را با ملائكه حكم كرد كه كفار را منهزم سازند چنانچه حق تعالى ميفرمايد :
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً
پس فرستاديم براى انهزام كفار بادى را كه خيمههاى ايشان را از جاى كنده همه را متفرق و پراكنده سازد
وَ جُنُوداً
و فرستاديم لشگرهايى از ملائكه را كه
لَمْ تَرَوْها
نميبينيد شما آنها را
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى تعالى
بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً
به آنچه ميكنيد دانا و بينا .
إِذْ جاؤُكُمْ
بدل « اذ جاءتكم جنود » است يعنى آمدن لشگر كفار اينچنين است كه آمدند بشما آن لشگرها
مِنْ فَوْقِكُمْ
از جانب اعلاى شما كه جانب مشرقست كه بنى غطفان به آن طرف بودند
وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ
و از طرف پائين شما كه آن جانب مغربست كه قريش بان سمت بودند
وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ
و چون بگشت در حدقهها چشمهاى شما و خيره شد از بسيارى خوف
وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ
و رسيد دلها بحنجرهها زيرا كه شش از شدت روع و ترس پرباد ميگردد و مرتفع مىشود و قلب نيز بارتفاع آن بالا ميآيد تا بحنجره كه منتهاى حلقومست . و بعضى گفتهاند كه اين مثليست كه در مقام اضطراب قلوب ميآرند هر چند در واقع قلوب بحناجر