آيات قرآنى را محملى ظاهر و محملى باطن هست كه علماء اهل بيت راه بر آن سپرند
كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً
هست آنچه مذكور شد در حكم خداى تعالى يا در لوح المحفوظ يا در قرآن نوشته شده ، قبل ازين مذكور شد كه از آيت «
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
» اثبات خلافت خليفه به حق ميتوان كرد و از آيت اولوا الارحام نيز استدلال برينمطلب حق ميتوان نمود زيرا كه هر گاه اولوا الارحام اولى باشند پس اولوا - الارحام پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله نيز اولى خواهند بود و چون اولويت درين آيت مقيد واقع نشده اعم خواهد بود در ميراث علم و خلافت و در ميراث مال و ظاهر است كه تيم وعدى و بنى اميه از اولوا الارحام نبودند و عباس كه از اولوا الارحام بود چون از طلقاست نه از مهاجرين از آيت
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
« 1 » » خارج از ما نحن فيه است پس معلوم شد كه همهء اينها خارجىاند و وراثت خلافت مانند وراثت مالى منحصر به أمير المؤمنين و يازده فرزند معصوم اوست سلام اللَّه عليهم اجمعين .
وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ
و ياد كن اى محمد چون فرا گرفتيم از جميع پيغمبران پيمان و عهد ايشان را بر اينكه تبليغ رسالت نمايند و بخوانند امت خود را بدين حق
وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ
و اخذ ميثاق كرديم از تو اى محمد و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم . تقديم ذكرى حضرت بر انبياء مذكوره ميتواند كه به جهت تقديم واقعى باشد زيرا كه حضرت فرمود
« كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين »
و ميتواند كه به جهت شرافت و عظم شأن آن حضرت باشد چنانچه تخصيص ذكر اين پيغمبران را بعد از تعميم نيز همين وجه ميتواند شد زيرا كه اين انبياء اولوا العزم و از مشاهير ارباب شرايع و احكامند سلام اللَّه عليهم اجمعين . على بن ابراهيم گويد كه كلمهء و او در « و منك » زائد است بنا برين
هامش
( 1 ) - س انفال 8 ، ى 72