تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
چنين كرده‌اند كه « و وصينا الانسان ببر والديه » يعنى امر كرديم آدمى را بنيكويى پدر و مادر خود و درين صورت كلمهء « ان » در « اشكر لى » را تفسير مفسره نگرفته‌اند بلكه آن را مقول قول مقدر ميدانند به اين تقدير كه « و قلنا له أن اشكر لى و لوالديك » و درين تفسير حذفى در كار نيست چنانچه در تفسير اول گذشت كه «
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ
» به اين تقدير است كه « و وصينا الانسان بنا و بوالديه »
إِلَيَّ الْمَصِيرُ
بسوى مكافات من است بازگشت همه و همه را بازاى شكر نعمت و بازاى كفران نعمت ثواب خواهم داد و عقاب خواهم كرد .
وَ إِنْ جاهَداكَ
و اگر نزاع و جدال كنند پدر و مادر تو
عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي
براى اينكه شريك گيرى به جهت من
ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
آن چيزى را كه نيست تو را باستحقاق شريك بودن او براى من دانشى
فَلا تُطِعْهُما
پس فرمان مبر ايشان را در اين شريك گرفتن
وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا
و مصاحبت كن با ايشان در دار دنيا
مَعْرُوفاً
أى صحابا معروفا يعنى مصاحبتى نيكو كه پسنديدهء در شرع و مقتضاى كرم نيز بود
وَ اتَّبِعْ
اى و اتبع فى الدين
سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ
يعنى پيروى كن در دين راه كسى را كه بازگشت به من بتوحيد و اخلاص . در باب نكت و نتف اصول كافى از اصبغ بن نباته نقل كرده كه من از حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام تفسير آيه «
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ
» را پرسيدم حضرت فرمود كه مراد از والدين در اين آيه والدان علم و وارثان حكم‌اند كه حق تعالى مردم را امر باطاعت ايشان نموده و بعد ازين فرموده « الى المصير » يعنى مصير و مرجع عباد بسوى خداى تعالى است و دليل و راهنماى عباد بسوى خداى تعالى والدان مذكورند پس صرف كلام بمذمت ابن حنتمه و مصاحب او نموده فرمود كه اگر ابن حنتمه و مصاحب او و تابعان ايشان نزاع كنند با تو در باب شرك آوردن به من يعنى منازعت كنند دربارهء وصيتى كه در حق امير المؤمنين عليه السّلام به حكم من كرده‌اى كه اين منازعت بحسب حقيقت در شركست شما اطاعت ايشان