و ستايش است چنانچه جميع مخلوقات در حمد و ستايش او به زبان مقال و حال متنطق و گويااند . و چون فعل مضارع بحسب ظاهر دلالت بر تجدد و تكرار دارد لهذا حق تعالى در باب شكر «
وَ مَنْ يَشْكُرْ
» فرمود تا اشاره باشد بر اينكه تكرر در شكر بواسطهء تكرر در نعمت واجب و لازم است هر چند حرف شرط ماضى و مستقبل را بمعنى واحد فروز ميآرد .
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ
و ياد كن چون گفت لقمان مر پسر خود را
وَ هُوَ يَعِظُهُ
در حالتى كه او پند ميداد وى را به اين وجه كه
يا بُنَيَّ
اى پسرك من . تصغير براى شفقت و مرحمت است
لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ
شرك ميار بخداى تعالى و احدى را معادل و مشارك او در عبادت مگردان
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
بواسطهء آنكه احدى را شريك خداى تعالى گرفتن هر آينه ستميست بزرگ زيرا كه اينمعنى تسويه است ميان كسى كه نعمت نيست مگر ازو و ميان كسى كه نعمت نيست ازو . و از جمله مواعظ لقمان كه بپسر خود گفته و على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اينست كه
« يا بنى ان - الدنيا بحر عميق و قد هلك فيها عالم كثير فاجعل سفينتك فيها الايمان و اجعل شراعها التوكل و اجعل زادك فيها تقوى اللَّه فان نجوت فبرحمة اللَّه و ان هلكت فبذنوبك »
يعنى اى پسرك من دنيا دريائيست بىسر و بن و بتحقيق هلاك شدهاند در آن مردمان بسيار و دانايان بيشمار پس بگردان در آن دريا كشتى خود را ايمان بخداى تعالى و بگردان بادبان آن كشتى را توكل بخداى تعالى و بگردان توشهء خود را در سفر ايندر يا تقواى خداى تعالى و خوف ازو ، با وجود اين اگر نجات يا بى و بساحل مراد رسى اين را از عطاء بخشش خداى تعالى بدان و اگر هلاك شوى و بساحل مراد نرسى علت آن را گناهان خود تصور كن . و ديگر گفت :
« يا بنى خف اللَّه خوفا لو اتيت يوم القيمة ببر الثقلين خفت ان يعذبك و ارج اللَّه رجاء لو وافيت القيمة باثم الثقلين رجوت ان يغفر اللَّه لك »
يعنى اى پسرك من بترس خداى تعالى را آن چنان ترسى كه اگر