طاعة زيرا كه اگر خواست حق تعالى برينمعنى باشد يقين كه اعانت من خواهد كرد و حقايق امور خلافت و نبوت را به من تعليم خواهد نمود و مرا از خطا نگاه خواهد داشت و اگر مرا در ارتكاب اين امر مختار گردانيده من قبول عافيت ميكنم و خلافت و نبوت را نمىخواهم .
فرشتگان گفتند بچه سبب اختيار خلافت نمىكنى ؟ لقمان گفت حكم ميان مردمان كردن سختترين منازلست از دين و درين مقام فتنه و ابتلا بسيارست و ذليل و ضعيف بودن در دنيا آسانتر است در آخرت ازين كه در دنيا شريف و حكمران باشى ، هر كه اختيار دنيا بر آخرت كرد از هر دو محروم خواهد ماند . فرشتگان از سخنان حق بنيان لقمان تعجب كردند و حق سبحانه و تعالى منطق او را استحسان نمود و چون شب شد و لقمان بخواب رفت حق تعالى حكمت را برو نازل گردانيد و سر تا قدم او را به لباس حكمت پوشانيد و صبح كه لقمان از خواب بيدار شد حكيمترين مردمان بود و در ميان خلايق نشر حكمت مينمود و بعد از آنكه لقمان قبول نبوت و خلافت نكرد حق تعالى آن فرشتگان را فرمود كه داود عليه السّلام را امر به نبوت و خلافت كنند و او قبول خلافت كرد و متحمل اعباء نبوت كرديد بنا برين داود چند مرتبه در مقام ابتلا و امتحان درآمد و لقمان اكثر اوقات به زيارت داود عليه السّلام ميرفت و كلمات حكمتآميز و مواعظ و نصايح دلپذير به او القا مينمود پس داود عليه السّلام بلقمان گفت كه « طوبى لك يا لقمان اوتيت الحكمة و صرفت عنك البلية »
أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
أى : قلنا له ان اشكر للَّه على ما اعطاك من - الحكمة يعنى گفتيم مر لقمان را كه شكر گو خداى تعالى را بر آن چيزى كه عطا كرده تو را از حكمت
وَ مَنْ يَشْكُرْ
و هر كه گويد شكر خداى تعالى را
فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ
پس جز اين نيست كه شكر ميگويد براى خود زيرا كه نفع شكر كه زيادتى نعمت و دوام آنست به او راجع مىشود
وَ مَنْ كَفَرَ
و هر كه كفران نعمت كند
فَإِنَّ - اللَّهَ غَنِيٌّ
پس بدرستى كه خداى تعالى بينيازست از شكر كسى
حَمِيدٌ
سزاوار حمد