و مترس سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى اى : « سنعيدها بسيرتها الاولى » تا آنكه « سيرتها » منصوب باشد بنزع خافض يعنى زود باشد كه بازگردانيم آن را بهيئت و حالت اولى كه داشت ، پس موسى متوجه آن شده ، آن را بگرفت و در دست خود همان عصا ديد ، ديگرباره بموسى ندا آمد كه : وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ و ضم كن و بچسبان دست خود را بسوى پهلوى خود در زير بازو تَخْرُجْ بَيْضاءَ تا بيرون آيد در حالتى كه سفيد و روشن باشد مِنْ غَيْرِ سُوءٍ بدون عيبى ، و در بعضى احاديث آمده كه : اى « من غير برص » و در كتاب طب الأئمه از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه : « من غير مرض » و در حديث ديگر « او من غير علة » است . و در بعضى روايات آمده كه موسى بسيار گندمگون بود و چون دست خود را از جيب بيرون آورد ، از شعاع آن عالم نورانى گرديد مانند شعاع آفتاب آيَةً أُخْرى در حالتى كه آن سفيدى معجزهء ثانيه باشد بر نبوت و رسالت تو . لِنُرِيَكَ متعلق بمحذوف است ، اى « فعلنا ذلك لنراك » يعنى كرديم اين امر عجيب را تا بنمائيم تو را مِنْ آياتِنَا از معجزات خود الْكُبْرى اى « الاية الكبرى » يعنى معجزهء بزرگ را ، حاصل كلام اين است كه تا بنمائيم تو را از ميان معجزات خود معجزهء بزرگ را . اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ برو با اين دو معجزه بسوى فرعون و دعوت كن او را بعبادت ما إِنَّهُ طَغى بدرستى كه او تكبر ورزيده و عاصى درگاه ما گرديد .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٥٤
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ( 25 ) وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي ( 26 ) وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ( 27 ) يَفْقَهُوا قَوْلِي ( 28 ) وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي ( 29 )
هارُونَ أَخِي ( 30 ) اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ( 31 ) وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ( 32 ) كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ( 33 ) وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً ( 34 )
إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً ( 35 )