قالَ
گفت خداى تعالى
قَدْ أُوتِيتَ
بتحقيق كه داده شدى
سُؤْلَكَ يا مُوسى
مسئول و مطلوب خود را اى موسى ، يعنى آنچه خواستى ما به تو داديم چنانچه وزيرى كه پيغمبر ما صلوات اللَّه عليه و آله خواست به او داد .
وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ
و هر آينه بتحقيق منت نهاديم بر تو
مَرَّةً أُخْرى
نوبتى ديگر .
إِذْ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّكَ
وقتى كه الهام كرديم بسوى مادر تو
ما يُوحى
آنچه را كه الهام كرده شده بود دربارهء تو .
أَنِ اقْذِفِيهِ
كلمهء « ان » تفسير « ما يوحى » مىكند ، و در وحى معنى قول معتبر است زيرا كه « ان » مفسره بعد از چيزى مىآيد كه در آن معنى قول منتزع باشد ، و « قذف » هم بمعنى وضع مىآيد و هم بمعنى القاء ، در اينجا مراد معنى وضع است و در ثانى معنى القاء ، يعنى آنچه وحى كرده شد بمادر موسى اين است كه گفتيم به او : بگذار موسى را
فِي التَّابُوتِ
در صندوق
فَاقْذِفِيهِ
پس بيفكن موسى را كه در صندوق است
فِي الْيَمِّ
در نهر نيل ، و « يم » را چنانچه بر بحر اطلاق ميكنند ، بر نهر نيز اطلاق ميكنند
فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ
پس مامور شد دريا بر اينكه بيفكند موسى را
بِالسَّاحِلِ
بكنار ، هر چند مقذوف و ملقى بالذات ، در يم و در ساحل تابوت است ليكن موسى نيز بالعرض مقذوف و ملقى خواهد بود و بنا بر آنكه ضماير همه بر يك وتيره باشد و تفكيك در ضماير لازم نيايد ، ضمير قذف و القا را بموسى كه بالعرض به اين دو صفت موصوف است راجع گردانيديم
يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَ عَدُوٌّ لَهُ
تا بگيرد موسى