بحقايق كلمات اوليائه
ذلِكَ
اين دادن حقوق
خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ
بهتر است براى آنان كه ميخواهند جهت تقرب بخداى تعالى را نه تقرب جهات ديگر را
وَ أُولئِكَ
و آن گروه
هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ايشانند رستگاران .
وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً
و آنچه ميدهيد شما از هديه و عطيه
لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ
تا آنكه بيفزايد مال شما در جلب و كشيدن مال مردم يعنى آنچه ميدهيد هديه نه بواسطهء رضاى خداى تعالى بلكه به جهت آنكه آن شخص كه هديه براى او فرستادهايد زياده از آن براى شما بفرستد و مال او را بجانب خود كشيد
فَلا يَرْبُوا
پس زياده نميشود براى شما به اين فعل خسيس اجرى و ثوابى
عِنْدَ اللَّهِ
نزد خداى تعالى
وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ
و آنچه ميدهيد شما از زكات مال خود
تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ
حالكونى كه اراده كنيد ازين رضاى خداى تعالى را
فَأُولئِكَ
پس صاحبان اين فعل
هُمُ الْمُضْعِفُونَ
ايشانند زياده كنندهء حسنات و مثوبات اخروى و اموال دنيوى را . و درين جا التفات واقع شده بواسطه تعظيم ايشان و حاصل كلام اينست كه اگر بدهيد شما زكات مال خود را در حالتى كه ارادهء رضاى خداى تعالى داشته باشيد پس شما زياده كنندگان باشيد ثواب را بسبب اين زكات . مخفى نماند كه تريدون وجه اللَّه دلالت دارد بر اينكه دادن زكات از روى اخلاص موجب تضاعف حسناتست و آن ده چندانست چنانچه آيهء
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
مبين آنست پس زكات از روى اخلاص افضل عبادات باشد و دلالت بر وجوب نيت نيز دارد . و بعد از امر و نهى در باب ابقاء زكات سر رشتهء كلام بجانب دلايل قدرت كشيده فرمود
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ
ذات مستجمع جميع صفات كمال آن ذاتيست كه آفريد شما را . بنا برين « اللَّه » مبتدا است و « الذى خلقكم » خبر
ثُمَّ رَزَقَكُمْ
پس روزى داد شما را
ثُمَّ يُمِيتُكُمْ
پس بميراند شما را
ثُمَّ يُحْيِيكُمْ
پس زنده گرداند شما را تا جزاى عمل شما را در كنار شما گذارد
هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ
آيا هست از شريكان شما يعنى از آن بتانى كه شما آنها را شريك با خداى تعالى گردانيدهايد
مَنْ يَفْعَلُ
كسى كه بكند
مِنْ