از
« وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
اخراج از شرك خفى باشد . و حاصل كلام چنين باشد كه اقامت نماز كنيد و قصد مكنيد ازين نماز غير خداى تعالى را كه اين ريا و شرك خفى است بلكه بايد كه مطلب شما از نماز و از ساير عبادات تحصيل رضاى الهى باشد و بس تعالى و تقدس
مِنَ الَّذِينَ
بدل « من المشركين » است و مراد از نبودن ايشان از مشركين اينست كه مباشيد از آنان كه
فَرَّقُوا دِينَهُمْ
تفريق نمودند و پراكنده ساختند دين خود را و بحسب اختلاف اهواء اديان مختلفه پيدا كردند . مرويست كه قراءت حضرت - امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه فارقوا دينهم است چنانچه قراءت حمزه و كسائيست يعنى ترك كردند دين مأمور به خود را كه آن دين اسلامست
كانُوا شِيَعاً
و بودند گروه گروه
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
هر گروهى يكى كه بت ميپرستيد و يكى كه فرشته را معبود ميدانستند و همچنين يهود و نصارى به آنچه نزديك ايشانست شادمانند و آن را حق ميدانند و باقيرا باطل
وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ
و هر گاه برسد بآدميان ضررى
دَعَوْا رَبَّهُمْ
بخوانند بتضرع و زارى پروردگار خود را
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ
در حالتى كه بازگشتگان باشند از خواندن غير بسوى خداى تعالى
ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً
پس چون بچشاند و عطا كند ايشان را از آن ضرر راحتى و خلاصى
إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ
ناگاه گروهى از ايشان
بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
بپروردگار خود شرك آرند
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ
لام ليكفروا لام عاقبت است يعنى عاقبت ايشان و سرانجام كار ايشان اين بود كه كفران ورزند به آن نعمتهايى كه بايشان دادهايم . و بعد ازين بطريق تهديد امر ميفرمايد تمتع يافتن ايشان را از مستلذات دنيوى كه
فَتَمَتَّعُوا
پس برخوريد از نعمتهاى فانيهء دنيا
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
پس زود باشد كه بدانيد سرانجام تمتع خود را كه آن عقوبت اخرويست
أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً
آيا فرستاديم ما بر كافران كتابى يا پيغمبرى يا فرشتهاى كه با او برهانى باشد
فَهُوَ
پس آن كتاب از روى وضوح دلالت يا رسول يا فرشته
يَتَكَلَّمُ
سخن كند
بِما كانُوا