مِنْ كِتابٍ
هيچ كتابى را
وَ لا تَخُطُّهُ
و نبودى تو كه بنويسى كتابى را
بِيَمِينِكَ
بدست راست خود . هر چند ذكر يمين احتياج نبود اما بواسطه دفع توهم كه كسى نگويد كه از خط معنى مجازى مرادست و تجوز در اسناد واقع شده لهذا ذكر يمين كرده و اگر تو ميخواندى و مينوشتى
إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ
درين هنگام هر آينه در شك افتادندى اهل بطلان و ميگفتند كه چون محمد خواننده و نويسنده است پس قرآن را از كتب سابقه انتخاب مىكند و بر ما ميخواند . از سيد مرتضى رضى اللَّه عنه منقولست كه اين آيت دلالت مىكند بر اينكه پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله قبل از نبوت نويسنده نبود اما بعد از نبوت ممكن است كه عالم شده باشد بكتابت و قرائت بتعليم جبرئيل عليه السّلام زيرا كه صريح آيت مقتضى نفى آنست قبل از نبوت . و در كتاب عيون اخبار الرضا از آن حضرت روايت كرده «
وَ مِنْ آياتِهِ
اى و من آيات نبينا صلى اللَّه عليه و آله انه كان يتيما فقيرا راعيا اجيرا لم يتعلم كتابا و لم يختلف الى معلم ثم جاء بالقرآن الذى فيه قصص الانبياء عليهم السلام و اخبارهم حرفا حرفا و اخبار من مضى و من بقى الى يوم القيمة » توصيف مرتابين ببطلان اشارت بر اينست كه چون قرآن كلاميست كه تركيب آن از قدرت بشر بيرون است بايستى كه اگر پيغمبر خواننده و نويسنده باشد كه اين نوع شك نكنند پس شك در اين نيست مگر باطل و عاطل .
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ
بلكه قرآن آيتهائيست كه ظاهر است اعجاز آن و محفوظست
فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
در دلهاى آنانى كه داده شدهاند معرفت و دانش اشيا در احاديث متكرر الورودست كه مراد از «
صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
» صدور ائمه معصومين عليهم السلام است
« فى اصول الكافى عن ابى بصير قال سمعت ابا جعفر عليه السّلام يقول فى هذه الآية :
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
فاومى بيده الى صدره »
و از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه
« هم الأئمة خاصة »
و در حديث ديگر است كه
« هم الأئمة عليهم السلام »
وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ
و منكر نگردند بآيات ما كه قرآن ناطق