گفت
« يا بن لاوى لا تزدنى من كلامك »
يعنى اى پسر لاوى دراز نفسى مكن و پيش من بسيار مگو پس اشارت به زمين كرد و گفت بگير اين مجرم را و زمين قصر و مال او را فرو برد و قارون تا زانو به زمين فرو رفته بود كه بگريه درآمده موسى را قسم داد برحمى كه ما بين او و موسى بود موسى گفت « يا بن لاوى لا تزدنى من كلامك » و اين بىرحمى و عدم مراعات صله رحم مرضى حق سبحانه و تعالى نشده و سرزنش موسى كرد . موسى گفت : بار خدايا چون قارون به غير تو متوسل شد و مرا بصلهء رحم قسم داد لهذا من اجابت دعاى او نكردم پس حق سبحانه و تعالى همان كلامى را كه موسى به قارون گفت بموسى گفت كه : يا بن لاوى لا تزدنى من كلامك .
موسى گفت اى پروردگار من اگر ميدانستم كه رضاى تو تعلق باجابت قول قارون گرفته هر آينه اجابت قول او ميكردم . و بعد از اين حق تعالى فرمود كه « يا موسى و عزتى و جلالى و جودى و مجدى و علو مكانى لو ان قارون كما دعاك دعانى لاجبته و لكنه لما دعاك وكلته اليك » يعنى قسم به اين صفات علياى من كه اگر چنانچه قارون تو را خواند مرا خوانده بود هر آينه من اجابت او ميكردم و ليكن چون او تو را خواند واگذاشتم او را به تو .
وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالْأَمْسِ
و بامداد كردند آنانى كه آرزو كردند منزلت و جاه او را ديروز
يَقُولُونَ
حالكونى كه ميگفتند
وَيْكَأَنَّ اللَّهَ
متنبه شديم بر خطاء خود كه آن تمنى منزلت قارونست چه نزديك بصوابست اينكه خداى تعالى
يَبْسُطُ الرِّزْقَ
گشاده گرداند روزى را
لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
براى هر كه خواهد از بندگان خود
وَ يَقْدِرُ
و تنگ مىكند روزى را بر هر كه خواهد موافق حكمت و مصلحت عباد . بنا برين ترجمه كلمهء « ويكان » مركب است از وى كه كلمهء تنبيه بر خطا و ندامت بر آنست و از كأن كه بمعنى اقرب الى الصواب است و تقدير كلام چنين است كه : وى كأن اللَّه يبسط الرزق بانفصال لفظ روى از كأن بعضى گفتهاند كه اين وجه اقرب بصواب