تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
فَخَسَفْنا بِهِ
پس به جهت تكبر و اعمال ناشايستهء قارون فرو برديم او را
وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ
أى : « و خسفنا بداره فى الارض » يعنى : و فرو برديم نيز اموال او را در زمين
فَما كانَ لَهُ
پس نبود مر قارون را
مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ
از يارانى كه در وقت خسف يارى كنند او را
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز از خداى تعالى
وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ
و نبود او از نصرت‌دهندگان خود يعنى در آن وقت نه كسى را قوت نصرت او بود و نه خود را تا آنكه دفع خسف و عذاب از او نمايند على بن ابراهيم سبب هلاك قارون را در حديث طويلى كه بعضى از آن اين است آورده كه چون قارون حرف موسى را كه او را بسيار دوست ميداشت در تيه نشنيد بلكه در پى خفت او درآمده فرمود كه بر سر و روى موسى خاكستر مخلوط به آب بريزند حضرت كليم اللَّه در غضب شد بحيثيتى كه قطرات خون از بيخ موهاى كتف مبارك او به زير آمد و عادت آن حضرت چنين بود كه در حين غضب موهاى كتف او سر از جامه برآورده قطرات خون از بيخ آنها ميريخت و مناجات كرد كه بار خدايا اگر براى خاطر من بر قارون غضب نكنى بعد از اين من پيغمبر تو نخواهم بود پس حق سبحانه و تعالى بموسى گفت ما زمين را مطيع تو گردانيديم بفرما به آن كه هر چه خواهى در حق قارون به عمل بياورد و چون موسى متوجه قارون شد قارون دانست كه از غضب او عذاب بر او نازل خواهد گرديد گفت « يا موسى اسئلك بالرحم الذى بينى و بينك » يعنى سؤال ميكنم از تو برحمى كه ميان من و تو هست كه از تقصير من بگذرى موسى اجابت سؤال او نكرده
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 498 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي