تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 76 تا 77 ]

إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ( 76 ) وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ( 77 )
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى
بدرستى كه قارون بود از قوم موسى بعضى را اعتقاد اينست كه قارون پسر عم موسى بوده و نسبت ايشان اينچنين است . موسى ابن عمران قاهث بن لاوى و قارون بن يصهر بن قاهث بن لاوى و محمد بن اسحاق را اعتقاد اينست كه قارون عم موسى است بواسطه آنكه موسى پسر عمران بن يصهر بن قاهث است و قارون پسر يصهر بن قاهث و از ابن عباس منقولست كه قارون پسر خاله موسى بوده و در مجمع البيان گفته كه روى ذلك عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام . جمعى كه قارون را پسر عم موسى گفته‌اند و بعضى كه پسر خاله تنافى ميان قول اينها نيست چه ميتواند كه اين دو صفت در يك كس جمع شود و مرويست كه قارون ايمان بموسى آورده بود و موسى او را دوست ميداشت
فَبَغى عَلَيْهِمْ
پس قارون طلب افزونى كرد و تكبر كرد بر قوم موسى كه بنى اسرائيل‌اند و خواست كه در تحت حكم وى باشند
وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ
و عطا كرديم او را از گنجها
ما
آن مقدارى كه از كثرت و وفور
إِنَّ مَفاتِحَهُ
بدرستى كه كليدهاى آن در حين برداشتن
لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ
هر آينه برنج و تعب مىآورد گروهى بسيار را كه
أُولِي الْقُوَّةِ
خداوندان قوت و توانايى بودند على بن ابراهيم گفته كه عصبه ما بين ده عدد است تا نوزده و فخر رازى گفته كه مراد از عصبه جماعت بسيار است و ده را عصبه ميگويند بدليل قول خداى تعالى در حق برادران يوسف كه ده كس بودند « نحن عصبة » گفت و اين بنا بر آنست كه يوسف و برادرانش با آنها نباشند و گفته‌اند كه هر جا كه قارون ميرفته شصت استر كليدهاى